رویکرد نظریات چینی روابط بینالملل به رشد و قدرتیابی چین
نویسندگان
1 دانشگاه تهران
2 دانشگاه علوم پزشکی شیراز
doi
10.22054/jrgr.2026.87373.1122چکیده
ظهور قدرتهای بزرگ را می توان مهمترین عامل دگرگونی در سیاست بین الملل دانست. در این راستا، رشد سریع قابلیتهای چین در عرصه سیاست بینالملل از رویکردهای متفاوت تئوریک مورد بحث قرار گرفته است. به طور کلی سه دسته از نظریات در حوزه روابط بینالملل در خصوص رشد و قدرتیابی چین شکل گرفته است. دسته اول، نظریات چینی روابط بینالمللی هستند که بیشتر سعی بر مشروعیت بخشی به ظهور چین به عنوان یک بازیگر مهم هستند و در این خصوص به دنبال تثبیت بخشی به موقعیت هژمونیک چین در نظام بینالملل با اتخاذ رویکردهای اخلاقی و جهانگرایانه میباشند. دسته دوم، نظریاتی هستند که جنبههای چالشزا بودن چین را در روابط بین الملل برجسته نموده و رقابت و تنش در روابط چین با قدرتهایی همچون هند و آمریکا را مورد تاکید قرار میدهند . دسته سوم، نظریههایی هستند که به ظهور ثباتآمیز و مسالمتآمیز چین تاکید کرده و برای این تداوم ثبات و عدم شکنندگی در روابط با قدرتهای بزرگ استدلال میآورند . سوال اصلی این مقاله این است که رویکرد نظریات چینی روابط بینالملل به رشد و قدرتیابی چین چگونه میباشد . فرضیه اصلی مقاله این است که برعکس نظریات رئالیستی و لیبرالی روابط بینالملل، نظریات چینی روابط بینالملل به دنبال مشروعیتبخشی و تثبیت موقعیت چین در نظام بینالملل هستند و در این راستا از آراء اخلاقی و جهانگرایانه کنفوسیوس و دیگر اندیشمندان چینی الهام میگیرند. روش تحقیق مورد استفاده در این پژوهش، روش تبیینی-تحلیلی است.