خودزندگینامهها در جامعهشناسی: سنخشناسی اجتماعی خودزندگینامههای حوزویان
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری جامعه شناسی دانشگاه تهران (پردیس البرز)
2 عضو هیات علمی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران
3 دانشیار گروه جامعهشناسی، دانشگاه تهران
4 عضو هیأت علمی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران، گروه جامعهشناسی
doi
10.22034/jcsc.2019.35565چکیده
در این پژوهش، تلاش شدهاست تا با بررسی خودزندگینامههای حوزوی منتشرشده به زبان فارسی در سالهای پس از ورود صنعت چاپ به ایران تا سال 1395 شمسی، آوردهها و وانهادههای این متون استخراج شده و با استفاده از روش تحلیل مضمون، مضامین اصلی، نقاط کانونی تمرکز و حاضران و غایبان این برساختهای مدون از زندگی حوزویان مشخص شود. در نهایت با استفاده از این دادهها، سنخشناسی جامعهشناختی از این خودزندگینامهها ارائه شد. یافتههای این پژوهش نشان میدهد که اساتید و پدران و اجداد پدری، حاضران مشترک در غالب این خودزندگینامهها هستند. امور ماورایی و خداوند، در خودزندگینامههای متقدم به لحاظ زمانی، به صورت مستقیم در این خودزندگینامهها حضور پررنگی دارند، سپس حضوری غیرمستقیم مییابند و در دهههای اخیر، از روایت کنار گذاشته میشوند. این خودزندگینامهها از منظر حضور زنان به عنوان شخصیتهای حاضر در این برساختهها، به دو دستهی «زنگویا» و «زنمحذوف» تقسیم میشوند. همین دوگانه را در مورد اشاره یا عدم اشاره به متغیرهای اقتصادی زندگی در این خودزندگینامهها میتوان مشاهده کرد و این متون را به دو دستهی «اقتصاد محذوف» و «اقتصادگویا» تبدیل کردهاند. در جمعبندی نهایی، با اتکاء به یافتههای فوق، خودزندگینامههای حوزوی به دو سنخ کلی «خودزندگینامههای عزلتی» و «خودزندگینامههای اجتماعی» تقسیم شدهاند. خویشتن ِ خودزندگینامهای ارائهشده در خودزندگینامههای عزلتی، در دایرهی محدود آموزش، عبادت و خانوادهای مردانه محدود میماند و خویشتن ِ هویدا در خودزندگینامههای اجتماعی، در پیوند با وقایع اجتماعی و شبکهای گستردهتر از کنشگران و وقایع تصویر میشود. خویشتن ِ حوزوی که تنها «حوزوی» نیست بلکه وجودی اجتماعی است که حوزوی «نیز» هست.