بررسی مطالعات درکی و بیانی در نظام آوایی زبان فارسی از منظر روان‌شناسی‌زبان

نویسندگان

1 پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی

2 دانشجوی کارشناسی ارشد دانشگاه بوعلی سینا همدان

doi
10.30465/lsi.2023.44049.1649
چکیده

روان‌شناسی زبان از میان‌رشته‌ای‌های جدید زبان‌شناسی است که یکی از پرسش‌های کلیدی مطرح در آن، چگونگی درک و بیان و اکتساب زبان است. به‌دلیل متفاوت بودن ویژگی‌های زبان‌ها، لازم است مطالعات روان‌شناسی زبان به‌صورت زبان‌ویژه بررسی شوند. هدف از این مطالعه بررسی جامع و نظام‌مند مطالعات روان‌شناسی زبان در سطح نظام آوایی زبان فارسی است، لذا مطالعات مرتبط با حوزۀ آواشناسی و واج‌شناسی زبان فارسی (درک، بیان و اکتساب آواها) مورد بررسی قرار می‌گیرند. با بررسی و تحلیل مطالعات انجام شده، می‌توان ضمن طبقه‌بندی و تحلیل یافته‌های حاصل از پژوهش‌ها، خلأهای پژوهشی را آشکار کرد.برای انجام این پژوهش، کلیۀ مقالات نمایه شده در پایگاه اطلاعات علمی جهاد دانشگاهی، پرتال علوم انسانی، نورمگز و مگیران و مجموعه مقالات همایش‌های روان‌شناسی زبان با کلیدواژه‌های مرتبط جستجو و آن دسته از این مطالعات که نتایج آنها در تبیین سؤالات مطرح در روان‌شناسی زبان کاربرد داشت، مورد مطالعه و بررسی قرار گرفتند.براساس مطالعۀ حاضر، شش حوزۀ اصلی پژوهش در حیطۀ آواشناسی زبان فارسی با رویکرد روان‌شناسی زبان عبارتند از واک‌داری، فضای واکه‌ای، نوای گفتار، هماهنگی آوایی، رشد آواهای زبان و خطاهای گفتاری. بیشترین پژوهش‌ها مربوط به ویژگی‌های زبرزنجیری (آهنگ و زیروبمی و تکیه)، هماهنگی میان آواها و تمایز میان واک‌داری و بی‌واکی است و کمترین پژوهش‌ها مربوط به حوزۀ رشد آواها و فضای واکه‌ای است. مطالعات انجام شده در موضوعاتی مانند رشد آواها و خطاهای گفتاری و هماهنگی میان آواها تنها در حوزۀ بیانی انجام شده است و در زبان فارسی هیچ مطالعه‌ای در حوزه‌های درکی مرتبط با  آنها یافت نشد.در بررسی مطالعات واج‌شناختی از منظر روان‌شناسی‌زبان نتایج نشان داد پژوهش‌های مختلفی در ارتباط با رشد واج‌ها و فرایندهای واجی، واج‌آرایی زبان فارسی و درک ناخودآگاه آن توسط گویشوران زبان، ادراک مقوله‌ای و در نهایت آگاهی واج‌شناختی انجام شده که در بخش بحث آورده شده است؛ اما متأسفانه هیچ مطالعه‌ای دربارۀ درک آواهای زبان (مادری یا سایر زبان‌ها) در بدو تولد یافت نشد. بیشتر مطالعات در حوزۀ فرایندهای واجی و کمترین مطالعه در حوزۀ ادراک مقوله‌ای بوده است. در اکثر مطالعات به ویژه مطالعات مربوط به فرایندهای واجی و رشد بیان واج در کودکان، از روش مشاهده‌ای استفاده شده است اما متأسفانه جزئیات لازم برای انجام این نوع پژوهش یا در نظر گرفته نشده یا ثبت نشده است. در متن مقاله به این جزئیات ضروری اشاره شده است.