کاربرد پیکرههای موازی برای تفکیک معنایی/مفهومی در ترجمه و فرهنگنگاری دوزبانه
نویسندگان
1 دانشجوی دکترای مطالعات ترجمه، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران
2 استاد زبانشناسی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تهران، ایران
doi
10.30465/lsi.2023.45403.1683چکیده
هدف این پژوهش ارائه راهکاری عملی و پیکرهبنیاد برای تفکیک معنایی واژهها و یافتن معادلهای مناسب برای آنها با رویکرد«متنشناسی مقابلهای» هارتمن (1980) و استفاده از پیکرههای دوزبانه نخست در فرایند ترجمه و سپس در تدوین فرهنگهای دوزبانه است. این تحقیق میکوشد مطمئنترین روش را برای یافتن بهترین معادلها در بافتهای زبانی مختلف ارائه دهد. بدین منظور، پژوهشگران بهترتیب از دو پیکرۀ دوزبانه یا موازی میزان و تهران که جامعترین و مناسبترین پیکرههای موجود بودند بهره گرفتند. نگارندگان نخست،تعداد 100 واژه را از پربسامدترینواژههای قاموسی دو پیکره که دارای تعدّد معنایی مناسبی بوده یا به اصطلاح چندمعنا بودند با استفاده از ابزار تحلیل پیکرۀ Wordsmith استخراج کرده و آنها را در پیکرۀ انگلیسی جستجو کردند و جملههای شاهد را با ترجمه فارسی ترازشده آنها مقابله کردند تا معانی فارسی بهکار رفته را برای این واژهها در پیکرۀ فارسیگردآوری و فهرست کنند. سپس معانی یافته شده با معادلهای آنها در فرهنگ انگلیسی به فارسی هزاره مقایسه شد تا مشخّص شود کدامیک از این دو منبع (پیکرۀ موازی یا فرهنگ دوزبانه) معادلهای گستردهتر و کاملتری را با توجّه به بافت زبانی در اختیار مترجم قرار میدهد.نتایج نشان داد که این پیکرههای دوزبانه که از بزرگی و گستردگی چندانی هم برخوردار نیستند، در قیاس با فرهنگ بررسی شده در بیشتر موارد معانی متفاوت، متنوع و گاه بیشتری را در اختیار مترجمان و فرهنگنویسان قرار میدهند.