چندمعنایی واژه‌های مرکب مختوم به ستاک حال پوش در زبان فارسی: رویکرد صرف ساخت

نویسندگان

1 گروه زبانشناسی ، دانشکده علوم انسانی دانشگاه تربیت مدرس تهران

2 گروه زبانشناسی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه تربیت مدرس تهران، ایران مدرس

3 گروه زبانشناسی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه تربیت مدرس تهران، ایران

4 گروه زبانشناسی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران.

doi
10.30465/lsi.2023.45518.1686
چکیده

هدف پژوهش حاضر بررسی واژه‌های مرکب مختوم به ستاک حال پوش در زبان فارسی در چارچوب نظریۀ صرف ساخت (بوی 2010 و 2015) است. در این راستا طرح‌واره‌ها و زیرطرح‌واره‌های ساختی ناظر بر واژه‌های مختوم به پوش شناسایی و تحلیل گردید، شبکۀ چندمعنایی آن‌ها ترسیم شد و تنوعات معنایی آن‌ها تبیین گردید. داده‌های پژوهش از منابع مختلفی شامل فرهنگ دهخدا، فرهنگ بزرگ سخن (انوری، 1381)، فرهنگ فارسی زانسو (کشانی، 1372) و فرهنگ املایی خط فارسی (صادقی و زندی‌مقدم، 1391) استخراج شده‌اند. نتایج پژوهش نشان می‌دهند ستاک حال پوش می‌تواند با واژه‌هایی از مقوله‌های دستوری شامل اسم، صفت و قید ترکیب شود. در این ترکیب‌ها، پوش می‌تواند ستاک حال دو فعل متفاوت پوشیدن و دیگری صورت سببی آن یعنی پوشاندن باشد. واژه‌های مرکب ساخته‌شده با ستاک حال پوش، به معنای پوشیدن در دو مقوله معنایی کنشگر و ویژگی (انسان، جاندار غیرانسان، چیز و مکان) قرار می‌گیرند. واژه‌های مرکب ساخته‌شده با ستاک حال پوش، به معنای پوشاندن در سه مقوله معنایی کنشگر، ویژگی (انسان، چیز و مکان) و ابزار قرار می‌گیرند. نتایج بررسی‌ها همچنین نشان می‌دهند که چندمعنایی واژه‌های مختوم به ستاک حال پوش ناشی از 4 عامل مختلف است. عامل اول دووجهی بودن ستاک پوش (از مصدرهای دو فعل مجزای پوشیدن و پوشاندن( است. دومین عامل بسط استعاری معنای پوشاندن است که در برخی واژه‌ها معادل با پنهان ساختن و افشا نکردن است و نه پوشاندن فیزیکی. سومین عامل حذف موصوف است که موجب می‌شود صفت همراه آن به اسم تبدیل شود. عامل چهارم وام‌گیری است که در بسیاری از واژه‌های مصوب فرهنگستان زبان و ادب فارسی دیده می‌شود.