بررسی ساختهای همپایه تقابلی در زبان فارسی
نویسندگان
1 گروه زبان و زبانشناسی، واحد زنجان، دانشگاه آزاد اسلامی، زنجان، ایران
2 گروه زبان و زبانشناسی، واحد زنجان، دانشگاه آزاد اسلامی، زنجان، ایران
3 گروه زبان و زبانشناسی، واحد زنجان، دانشگاه آزاد اسلامی، زنجان، ایران
doi
10.30465/lsi.2023.45389.1681چکیده
این مقاله برآن است تا امکانات زبان فارسی برای بیان ساختهای همپایه تقابلی را مورد بررسی قرار دهد. زبان فارسی علاوه بر استفاده از همجواری، از همپایهسازها نیز برای نشان دادن همپایگی تقابلی استفاده میکند که عواملی همچون مقولۀ دستوری، کاربردشناسی و معنایی در انتخاب نوع همپایهسازها مؤثر هستند. عموماً وقتی که تأکیدی بر روی همپایهساز تقابلی نیست یا نوع ارتباط بین دو پایه از طریق مراجعه به بافت قابل تأویل است از همجواری استفاده میشود. در صورت استفاده از همپایهساز، زبان فارسی از سه نوع آن بهره میبرد که عبارتند از: بسیط، مرکب و گسسته (دوتایی). هدف پژوهش حاضر مشخص ساختن همپایهسازهای تقابلی فارسی، تعیین جایگاه آنها و بررسی حساسیت همپایهسازهای تقابلی فارسی به مقولۀ پایهها است. دادههای این پژوهش مشتمل بر ۹۰ جمله است که از گویشوران بومی یا موتور جستجوگر گوگل جمعآوری شدهاند. یافتههای پژوهش حاکی از آن است که: اکثر همپایهسازهای تقابلی زبان فارسی به مقولۀ پایهها حساس هستند و بیشتر آنها با بندها بهکار میروند. در بین این همپایهسازها تعدادی میتوانند علاوه بر بیان همپایگی تقابلی، دیگر انواع همپایگی را نیز بیان کنند. دیگر نکتۀ قابل توجه دربارۀ همپایگی در زبان فارسی استفادۀ این زبان از «و»، «که» و «هم» بهصورت همزمان بهعنوان همپایهسازهای عطفی، تقابلی، علّی و انفصالی است. به لحاظ جایگاه همپایهسازها زبان فارسی جزو معدود زبانهایی است که همپایهساز میتواند در اول یا آخر بند بهکار رود [co- A][B]) و [A][B-co]).