فرقهگرایی جدید معنوی (با محوریت تأثیر عرفان نورسی بر اسلامگرایی ترکیه)
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری شیعهشناسی، دانشگاه ادیان و مذاهب، قم، ایران
2 استادیار گروه شیعهشناسی، دانشگاه ادیان و مذاهب، قم، ایران
3 استادیار، گروه شیعهشناسی، دانشگاه ادیان و مذاهب، قم، ایران.
doi
10.22034/jis.2021.232025.1509چکیده
در بررسی عرفانهای نوظهور و اندیشههای مطرح آنها در دنیای اسلام، رابطه سلبی میان عرفان و سیاست همواره یکی از مباحث چالشبرانگیز به شمار میآید؛ درحالیکه برخی از دولتها و جنبشها در تاریخ اسلام، ساختار و ماهیتی عرفانی دارند و برخی دیگر نیز نظری متفاوت همانند جواد طباطبایی و عبدالکریم سروش را ارائه میکنند. از جمله این ارتباط ایجابی میتوان به اسلام ترکیه (اسلام اجتماعی) اشاره کرد که امروزه نیز این نظریه در قالب دولت در ترکیه حکمفرمایی میکند. این جنبش بهشدت تحت تأثیر عرفان نقشبندیه و نورسیه است. این جریان سیاسی - اجتماعی با تأکید بر مؤلفههایی همچون توجه بر اتحاد جهان اسلام و الگوی تمدنی اسلام، رویکرد مثبت به دستاوردهای تمدن غرب، نقش پررنگ ابعاد اجتماعی اسلام، توجه به خدمت و رساندن منفعت به مردم، قرائت میانه روانه و متساهلانه از اسلام، تأکید بر اسلام فرهنگی، مبارزه با جهل و تفرقه با تأکید بر آموزش و تساهل به اقلیتهای مذهبی، بهشدت متأثر از دیدگاههای عرفانی است. نقطه اتصال دیدگاه عرفانی با دیدگاه اسلامی، اندیشههای آقای گولن است؛ ایشان با رویکردی عملگرایانه میکوشد با استفاده از ابزارهای قدرت (سختافزار و نرمافزار)، برداشتی ملایم از آموزههای اسلام به دست دهد. در این پژوهش کوشیده شده است با استفاده از روش تحلیلی – توصیفی، تأثیر عرفان نورسی بر اسلامگرایی ترکیه در قالب فرقهگرایی جدید معنوی بررسی و تحلیل شود.