افعال جعلی در متون فارسی میانه زردشتی (تحلیلی آماری و پیکره بنیان)
نویسندگان
1 گروه فرهنگ و زبانهای باستانی/ پژوهشکده زبانشناسی/ پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی
2 گروه فرهنگ و زبانهای باستانی/ پژوهشکده زبانشناسی/ پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی
doi
10.30465/lsi.2023.44441.1660چکیده
ساخت فعل در فارسی میانه بر پایه دو ماده ماضی و مضارع بوده است. ماده مضارع برای ساختن فعلهای مضارع و امر به کار میرود و ماده ماضی که برابر اسم مفعول است برای ساخت فعلهای ماضی به کار میرود. در دستور زبان فارسی به این گونه افعال، اصلی گفته میشود. در فارسی میانه نوع دیگری از ساخت فعل وجود دارد که به آن جعلی گفته میشود. ساخت این افعال طبق قاعدهای معین انجام میشود و ساختمانی زایا و رایج در زبان پهلوی است. هدف این پژوهش بررسی آماری کاربرد هر یک از مقولههای دستوری اسم، صفت، حرف اضافه، قید، ضمیر و پیشوند برای ساخت فعل جعلی است. پرسشی که این پژوهش قصد دارد به آن پاسخ دهد این است که برای ساخت افعال جعلی کدامیک از مقولههای دستوری بیشتر به کار رفته است؛ کدام ساخت و صرف فعلی بسامد بیشتری دارد و این نوع فعل در کدامیک از متون فارسی میانه بیشتر دیده میشود. دادههای این پژوهش از پیکرهای مشتمل بر 12 متن پهلوی و 46570 واژه گرداوری شده است. نتایج بهدستآمده از تحلیل دادهها نشان داد، مقوله دستوری اسم و صفت بیشترین کاربرد را در ساخت این نوع از فعل داشتند، اگر چه از مقولههای دیگر مانند قید، حرف اضافه و ضمیر نیز فعل جعلی ساخته شده است. ساخت ماضی متعدی بیشترین ساختی است که در متنها به کار رفته است و نیز این نوع افعال در متون تالیفی بر اساس زند اوستا مانند گزیدههای زادسپرم بیشتر به کار رفتهاند.