سیر تطور اندیشه مهدویت در آموزههای فضلاله استرآبادی
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری حقوق عمومی، دانشکده حقوق، دانشگاه شهید بهشتی تهران، ایران
2 دانشیار، دانشکده حقوق، دانشگاه شهید بهشتی تهران، ایران
doi
10.22034/jis.2023.329887.1789چکیده
با سقوط ایلخانان، ایران دچار ناآرامی شد. این شرایط با حمله تیمور به سبب کشتارهای بیرحمانهاش شدت گرفت و به دنبال آن، ایران از جنبههای فرهنگی، اجتماعی و سیاسی دچار التهابات فراوان شد. مجموع این رویدادها به ایجاد اندیشههای افراطی با جنبههای مذهبی، همچون شکلگیری حروفیان، انجامید. فضلاله استرآبادی، رهبر حروفیان، در ابتدا با تکیه بر شعائر شیعی و گسترش اندیشههای غالیانه، فعالیت خود را آغاز و در ادامه با تأکید و تقویت اندیشه مهدویت، اذهان عمومی را به خود جلب کرد. این مقاله به دنبال پاسخگویی به این سؤال است که تطور اندیشه مهدویت در آموزههای فضلاله استرآبادی به چه صورت بود. روش پژوهش در مقاله حاضر، توصیفی و مبتنی بر تحلیل دادههای تاریخی است. نتایج حاصل از این پژوهش نشان میدهد که جنبشهای سیاسی_اجتماعی و مذهبی از آن دسته تحولاتی هستند که در یک جامعه، عموماً به منظور پیشبرد اهداف و مقاومت در برابر حاکمان ظالم وقت به وقوع میپیوندند؛ ازاینرو فضلاله با توجه به فشار و ظلم متأثر از حملات مغولان و تیموریان بر مردم و با تکیه بر نیروی محرک مسئله مهدویت، از آن در خیزش خود برای ایجاد مدینه فاضله و پیادهسازی این آرمان جهت تحقق عدالت اجتماعی بهره برد و دستاویزی برای رسیدن به اهدافش قرار داد. باید به این نکته توجه داشت که آموزههای فضلاله بهتدریج و در گذر زمان شکل گرفتند.