بررسی تأثیر مبانی مدرنیته بر روش‌شناسی فهم قرآن: مهدی بازرگان و عبدالکریم سروش

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری گروه تاریخ، واحد یادگار امام خمینی (ره) شهرری، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران

2 استادیار گروه تاریخ،‌ واحد یادگار امام خمینی(ره)شهرری، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران

3 استادیار گروه تاریخ،‌ واحد یادگار امام خمینی(ره)شهرری، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.

doi
10.22034/jis.2023.313392.1735
چکیده

جریان روشنفکری متجدّد در مسیر آشتی میان سنت و دنیای مدرن، از یک سو با مطالعه و اثرپذیری از الاهیات مسیحی و کارزار اندیشه در غرب، و از سوی دیگر با بازخوانی و نظریه‌پردازی در حوزه ماهیت وحی، چگونگی نزول قرآن و روش فهم آن، به ایجاد هماهنگی و سازواری میان دین با مدرنیته روی آورد که گاه موجب کم‌رنگی برخی وجوه دین و قرآن در مدرنیته شد. مهدی بازرگان و عبدالکریم سروش از جمله نمایندگان این جریان هستند که علی‌رغم تفاوت دیدگاه، مبانی مشترکی در گرایش به مدرنیته داشتند. پژوهش حاضر ضمن بررسی برخی مبانی مدرنیته همچون آزادی‌خواهی (لیبرالیسم)، انسان‌محوری (اومانیسم)، این‌جهان‌باوری (سکولاریسم)، اثبات‌باوری (پوزیتیویسم)، کثرت‌گرایی دینی، عقل‌گرایی، عمل‌باوری (پراگماتیسم) و تاریخ‌نگری، تحلیل عصری و فلسفی در اندیشه این دو روشنفکر دینی، زبان و منطق فهم قرآن را بررسی می‌کند. بر اساس نتایج تحقیق، اگرچه نحوه مواجهه این دو روشنفکر دینی با مبانی نظری مدرنیته در برخی ابعاد تشابهات و تمایزاتی دارد، اما در ریشه و بافت نظریه‌پردازی‌شان تأثیرات همسویی گذاشته است. روش‌شناسی فهم قرآن از منظر بازرگان متناسب با عصر خود در چارچوب مؤلفه‌های ساده مدرنیسم تحلیل‌پذیر است، اما رویکرد دین‌شناختی سروش با منطق پسامدرن و جریان الاهیات آزادی‌خواه به پیش می‌رود.