جامعه در آینۀ زبان؛ بررسی سِیر خشونت، ادب، غم و شادی در جامعۀ فارسیزبان
نویسندگان
1 دانشآموختۀ دکتری زبانشناسی، دانشگاه بوعلیسینا، همدان، ایران)
2 استاد گروه زبانشناسی، دانشگاه بوعلیسینا، همدان، ایران
3 دانشآموختۀ دکتری زبانشناسی، دانشگاه بوعلیسینا، همدان، ایران
doi
10.30465/lsi.2022.8435چکیده
زبان پدیدهای اجتماعی است. آنچه در جامعه میگذرد، در زبان منعکس میشود. به همین دلیل، مطالعۀ اجتماعی زبان میتواند واقعیتهایی را در مورد جامعۀ زبانی نشان دهد. اگر جامعهای خشن، بیادب یا غمگین باشد، در زبان جلوهگر میشود. با این فرض، مقالۀ حاضر به بررسی سیر سه ویژگی اجتماعی خشونت، ادب، و غم و شادی و بازتاب آن در زبان فارسی در پنج دهۀ گذشته میپردازد. دو پرسش اصلی پژوهش این است: آیا جامعۀ فارسیزبان در پنج دهۀ گذشته خشنتر، بیادبتر و غمگینتر شده است؟ آیا بین رخدادهای مهم سیاسی و اجتماعی و سیر این تغییرات رابطهای وجود دارد؟ برای یافتن پاسخ این پرسشها پیکرهای زبانی از پنج دهۀ گذشته تحلیل شد که شامل فیلمهای سینمایی، روزنامهها، داستانها، سخنرانیهای سیاستمداران و ترانهها بود. پیکره به پنج دهه تقسیم شد که در هر دهه یک یا چند رخداد مهم سیاسی و اجتماعی در کشور روی داده است: دهۀ پنجاه (انقلاب)، دهۀ شصت (جنگ)، دهۀ هفتاد (سازندگی و اصلاحات)، دهۀ هشتاد (مهرورزی و مسائل انتخابات) و دهۀ نود (اعتدال و تحریم). در این پیکره بهدنبال یافتن، تحلیل و تعیین فراوانی ابزار زبانی بودهایم که ویژگیهای مدّ نظر را نشان میدهد؛ مانند استعارهها، صفات، صورتهای خطاب، و دشواژهها. این مطالعه نشان میدهد که بهصورت کلّی جامعۀ فارسیزبان حداقل در دو دهۀ گذشته خشنتر، بیادبتر و غمگینتر شده است. همچنین ارتباط مشخصی بین رخدادهای اصلی سیاسی-اجتماعی در هر دهه و میزان افزایش یا کاهش ویژگیهای مذکور دیده میشود.