تحلیل طبقهبندی کیفیّت زندگی شهری با روش SAW
نویسندگان
1 استاد گروه جغرافیای انسانی، دانشکدهی جغرافیا، دانشگاه تهران
2 دانشجوی دکترای جغرافیا و برنامه¬ریزی شهری، دانشکدهی جغرافیا، دانشگاه تهران
3 دانشجوی دکترای جغرافیا و برنامهریزی شهری، دانشکدهی جغرافیا، دانشگاه تهران
4 دانشیار گروه جغرافیا و برنامه¬ریزی شهری، دانشگاه مازندران
doi
10.22059/jhgr.2013.29382چکیده
کیفیّت زندگی شهری، امروزه بهعنوان یکی از مسائل اساسی مورد توجّه اندیشمندان علوم شهری است. در منابع مختلف، تعاریف متفاوتی از کیفیّت زندگی ارائه شده است. در یک نگاه میتوان کیفیّت زندگی را، شرایط عینی مطلوب محیطی و ارزیابی مثبت فردی از این شرایط تعریف کرد. در عین حال، مقیاس مطالعه و روش مطالعهی کیفیّت زندگی نیز، پیرو قانون خاصّی نیست. در رشتههای مختلف علمی همچون، پزشکی، علوم اجتماعی، برنامهریزی شهری، جغرافیا و... هر یک بسته به تخصّص خود، کیفیّت زندگی را مورد مطالعه قرار دادهاند. تعیین نوع شاخصها، نحوهی تحلیل، روش بهکار برده شده، مقیاس مطالعه و بهطور کلّی تمام ابعاد مطالعاتی در بررسی کیفیّت زندگی، مرتبط با هدف اصلی مطالعه و تخصّص پژوهشگر است. در این مقاله، هدف اصلی تحلیل طبقهبندی کیفیّت زندگی شهری در شهر بابلسر است. روش این پژوهش از انواع روشهای توصیفی ـ تحلیلی است. برای تبیین کیفیّت زندگی در محلّههای شهر بابلسر، از دادههای پرسشنامهای و دادههای مستخرج از منابع دیگر استفاده شده است. برای تعیین حجم نمونهی مورد مطالعه، از رابطهی کوکران بهره برده و تعداد320 پرسشنامه در سطح محلّهها توزیع شده است. برای تعیین رتبهی کیفیّت زندگیِ محلّههای شانزدهگانهی شهر بابلسر، از روش آنتروپی و SAW استفاده شده است. بر اساس نتایج بهدست آمده، ساکنان محلّههای شهری با وجودی که میتوانند دارای استانداردهای بالایی از کیفیّت زندگی عینی باشند، اما باز هم از زندگی خود حسّ رضایتمندی نداشته باشند و در مقابل، محلّههای فقیرنشین ممکن است که از زندگی خود راضی باشند. در مجموع میتوان گفت در بسیاری موارد، کیفیّتهای مربوط به محیط ساخته شده و سایر ابعاد کیفیّت عینی زندگی، بر حسّ رضایتمندی افراد تأثیر دارد.