«تکثر حقوقی، حاکمیت قانون، تفسیر فرهنگی» وجوهی از مبحث "هرمنوتیک و تکثر حقوقی" با توجه به آراء کلیفورد گیرتز و پل ریکور

نویسندگان

1 دکتری حقوق عمومی و فلسفه حقوق، گروه حقوق خانواده، پژوهشکده خانواده، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران

2 گروه زبان و ادبیات آلمانی، دانشکده ادبیات، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران.

doi
چکیده

موضوع نوشتار حاضر بررسی نسبت میان هرمنوتیک حقوقی، تکثر حقوقی و حاکمیت قانون است. به بیان دیگر ، این جستار در پی پاسخ به این پرسش است که نقش "هرمنوتیک حقوقی" به عنوان حلقۀ ارتباطی میان "حفظ وحدت و صلابت نظام حقوقی" از طرفی و "اجرای کارکردهای اصلی حاکمیت قانون" از طرف دیگر چیست و چگونه می‌توان آن را مورد تبیین و تحلیل قرار داد. بدین منظور از مفهوم "هرمنوتیک تکثر حقوقی"، که توسط انسان‌شناس صاحب سبک آمریکایی، کلیفورد گیرتز، مطرح شده است، مدد جسته و آن را در پرتو اندیشه‌های فیلسوف فرانسوی، پل ریکور، مورد نقد و بررسی قرار خواهیم داد. با تمسک به آراء مزبور می‌توان در نهایت به این نتیجه رسید که تکثر و تنوع حقوقی نه تنها مانعی بر سر راه تحقق "حاکمیت قانون"محسوب نمی‌شود، بلکه خصایص غیر قابل احتراز حقوق به عنوان پدیده‌ای صورتگر و معناساز، بیشتر از آنکه ناقض حاکمیت قانون باشد، خود نیازمند سازوکارهای هنجاری حاکمیت قانون است تا بتواند با اتکاء به آنها قواعد حقوقی موجود را بازسازی کند.

کلیدواژه‌ها