واقعیّت غایی دینی تأملی بر آراء رابرت رانولف مارت با توجه به کتاب آستانۀ دین

نویسندگان

1 دانشیار، گروه ادیان و عرفان، دانشکده الهیات و معارف اسلامی، دانشگاه شهید مدنی آذربایجان، تبریز، ایران.

2 دانشجوی کارشناسی ارشد، گروه ادیان و عرفان، دانشکده الهیات و معارف اسلامی، دانشگاه شهید مدنی آذربایجان، تبریز، ایران

doi
10.22059/jrm.2024.371659.630501
چکیده

مارِت در کتاب آستانۀ دین به‌دنبالِ شناسایی و بازنمایی «واقعیّت غایی دینی» است؛ واقعیتی که به‌ اعتقاد او، علی‌رغم شهودی و عاطفی بودن، در لفافۀ اندیشه‌ها و آیین‌های دینی پرده‌نشین شده‌است. او «واقعیّت غایی دینی» را «حس خشیّتی» می‌داند که بر اثر مواجهۀ مستقیم با پدیده‌های طبیعیِ مهیب فعلیّت می‌یابد؛ حس اصیل و واقعیت بنیادینی که معرفت دینی و رفتارهای مذهبی صرفاً تجلیّات بیرونی آن هستند. یافته‌های پژوهش پیش‌رو که به شیوۀ تحلیلی انجام می‌گیرد، نشان می‌دهند، مارِت ضمن نقد دیدگاه کسانی چون تایلور و فریزر که سرآغاز دین را دانش نظری و نقطۀ عزیمت آن را باورهای عقلایی دانسته‌اند، از سرآغازهای پیشاعقلی و عاطفی دین سخن می‌راند و طرح تکاملی بدیعی را به این صورت درمی‌اندازد: الف). مواجهه با پدیده‌های طبیعی مرموز و شگفت‌آور؛ ب) احساس شگفتی ناگهانی/اتفاقی و بروز حس خشیّت؛ ج) ظهور «فراطبیعت‌گرایی» یا تمایل به ساحت ماورائیِ امر مشهود؛ د). تشخص‌بخشی به پدیدۀ مرموز جهت ابهام‌زدایی از آن (آنیماتیزم)؛ أ). فرض خجستگی و بی‌ضرر بودن امر مرموز؛ ه). مقدس‌سازی پدیدۀ مرموز و در پیش‌گرفتن طریق استمالت دینی و همدلی جادویی با آن. جالب است که به باور مارِت، تمام این مراحل مربوط به مرتبۀ پیش از تدوین ایدۀ آنیمیسم (جان‌باوری) است و انسان ابتدایی هنوز با تصور روحِ قابل تفکیک از بدن آشنایی ندارد.