رویکردشناسی امیرمعزی در مطالعات شیعهشناسی
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری تاریخ تشیع اثناعشری، دانشگاه ادیان و مذاهب، قم، ایران
2 دانشیار گروه شیعهشناسی، دانشگاه ادیان و مذاهب، قم، ایران
3 استاد گروه تاریخ اسلام، جامعة المصطفی العالمیة، قم، ایران
4 استادیار گروه ادیان ابراهیمی، دانشگاه ادیان و مذاهب، قم، ایران
doi
10.22034/jis.2022.265961.1612چکیده
این مقاله، شیوه عملی، یا به بیان علمی «روششناسی علمیتحقیقاتی» محمدعلی امیرمعزی، شیعهشناس و مستشرق[i] دوره حاضر دانشگاه سوربن، را بررسی میکند. وی بیشتر از طریق مطالعه و تحقیق در متون و آثار کهن شیعی میکوشد تصویری از شیعه متقدم و سدههای نخست پیش نهد. تصویر مطرحشده از تشیع از لحاظ مبنای مطالعاتی و علمی او، که تکیه و تأکید بر وقایع تاریخی دارد، در مسیری متفاوت از آنچه در نگاه استاد او، هنری کربن، شیعهشناس بزرگ فرانسه تجلی یافته، قرار دارد. به عقیده امیرمعزی، تدوین آثار شیعی در سده نخست، بیشتر برخاسته از نگاه سیاسی عالمان شیعی، و در سده دوم و سوم هجری، نتیجه جریان باطنگرایی شیعیان است. لزوم تأویل و تفسیر متون مذهبی و نیز در پی مفاهیم باطنی آیات و روایات بودن، نشانی از گرایش شدید تشیع آن دوره به «اصالت باطن» در فهم مبانی دینی دارد. [i]. چهبسا برخی نقد کنند که امیرمعزی را نباید «مستشرق» نامید. وی از درون همین جریان برخاسته و رنگ و گویش شیعی و ایرانی دارد؟! واژه «مستشرق» را به کسی اطلاق میکنیم که با ادبیات و سبک محققان غربی در مطالعات خویش گام برمیدارد. وی به این اعتبار که سالها است در مغربزمین اقامت دارد و خلق و خوی علمی و تا حدودی شخصیتی محققی فرانسوی را به خود گرفته است، و نیز در مطالعات و پژوهشهایش کاملاً سبک و سیاق محققان غرب در او آشکار شده است، مستشرق به شمار میآید.