مقایسه واژه خلیفه از نگاه محدثان و مفسران فریقین
نویسندگان
1 استادیار، گروه علوم قرآن و حدیث، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.
2 استادیار، گروه علوم قرآن و حدیث، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاداسلامی، تهران، ایران.
3 دانشجوی دکتری، گروه علوم قرآن و حدیث، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاداسلامی، تهران، ایران.
doi
10.22034/kalam.2023.427چکیده
از جمله مباحثی که در حوزه قرآنپژوهی مطرح است بحث خلیفهالله است که در قرآن کریم چندین بار این واژه با صیغههای متفاوت آمده است این تحقیق با استفاده از شیوه توصیفی تحلیلی و مراجعه به کتب لغت و تفاسیر قرآن کریم و مراجعه به احادیث معصومین (ع) فراهم آمده و در پی پاسخ به این سؤال است که واژه خلیفه از حیث مفهومی و با توجه به قرائن به چه معناست و آیا مصادیق آن فقط انبیاء و ائمه ممعصومین هستند یا هرکسی که بعد از پیامبر رهبری جامعه اسلامی را به دست به گیرد.. نتیجه حاصل از آن این است که خلیفهالله در هر عصری از جانب خداوند متعال معین و منصوب است و همواره زمین از حجت و خلیفه الهی خالی نیست. ازجمله دلایل این ادعا این است که در قرآن کریم این واژه خاص انبیا و اولیای الهی بکار رفته است. ازنظر قرآن کریم چون خلیفه الهی علم اسماء را از خداوند متعال دریافت نموده و با فضیلت علم و عصمت به مقامی رسیده که به امر خداوند متعال مسجود فرشتگان و به عالیترین جایگاه در عالم خلقت رسیده یعنی مقام خلافت الهی در زمین که این امر جز با اراده حضرت حق امکانپذیر نیست. لذا افراد دیگر از جامعه بشری شایستگی منصب مقام خلافت خداوند را ندارند.