رویکردی ساخت‌بنیاد به وندواره‌ها در ترکیب‌های درون‌مرکز زبان فارسی: مطالعه موردی حیوان‌واژه‌ها

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری زبان شناسی، دانشگاه تربیت مدرس

2 استاد گروه زبان شناسی، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی

3 دانشیار گروه زبان شناسی، دانشگاه تربیت مدرس

4 دانشیار گروه زبان‌شناسی، دانشگاه تربیت مدرس

doi
10.30465/lsi.2021.8088
چکیده

وندواره اصطلاحی است که برخی دستورپژوهان برای اشاره به عنصری به کار می‌برند که از برخی جنبه‌ها شبیه یک تکواژ آزاد است و از برخی جنبه‌ها شبیه به وند. در زبان فارسی، سازه‌‌هایی را که در مقام جزء آغازی یا پایانی برخی واژه‌های مرکب به کار می‌‌روند که معنای آنها در ترکیب با معنای‌شان در مقام واژ‌ه‌ای مستقل، اندکی تفاوت دارد و کلیت یافته را می‌توان وندواره به شمار آورد. پژوهش حاضر از منظر انگارۀ صرف ساخت به تحلیل الگوهای واژه‌سازی ساخت‌های مرکب دوجزئی فاقد پایۀ فعلی درون‌مرکز در زبان فارسی می‌پردازد که یکی از سازه‌های این ساخت‌‌ها وندواره‌ای بوده و یکی از حیوان‌واژه‌های«خر»، «سگ» و «شیر» است. روش این پژوهش توصیفی‌تحلیلی بوده و داده‌های آن از پایگاه داده‌های زبان فارسی، شبکۀ هستان‌شناسی فارس‌نت، پیکرۀ بی‌جن‌خان، فرهنگ زانسو، فرهنگ سخن، پیکرۀ وب و وبگاه ویکی‌پدیای فارسی گردآوری شده‌اند. سپس، واژه‌های مستخرج در فرهنگ بزرگ سخن (انوری، 1381) مورد بررسی قرار گرفته و مواردی که با برچسب منسوخ و یا قدیمی مشخص شده بودند، کنار گذاشته شدند. بوی (۲۰۰۲) جریان تدریجی بودن روند شکل‌گیری وندواره‌ها و تبدیل آنها به وند را در پیوستار دستوری‌‌شدگی از جزء آزاد واژگانی تا وند دستوری مورد بررسی قرار می‌دهد و اشاره می‌کند زمان تبدیل یک جزء آزاد واژگانی به یک وند کاملاًدستوری مشخص نیست. یافته‌های پژوهش گویای آن است که اسم‌های «خر»، «شیر» و «سگ» در برخی از ساخت‌های مرکب دوجزئی درون‌مرکز بدون پایۀ فعلی، نه در معنای اصلی خود، بلکه در هیئت وندواره با یک معنای دستوری عام و قابل پیش‌بینی مورد استفاده قرار می‌گیرند. همچنین، یک طرحوارۀ ساختی ناظر بر ساخت هرکدام از این ترکیب‌ها بوده و معنای اجزای ساخت و رابطه آنها، دانش دانش‌نامه‌ای، بافت و همچنین استعاره، نقش بسزایی در تعیین معنای این صفت‌های مرکب دارند.