خلیلِ شیرازی و مثنوی «انوشیروان و زن پارسا»
نویسندگان
1 گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات فارسی و علوم انسانی. دانشگاه تهران. تهران. ایران.
2 گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات فارسی و علوم انسانی. دانشگاه تهران. تهران. ایران.
doi
10.22034/crtc.2023.180299چکیده
انوشیروانِ ساسانی در حکایتهایی که در متونِ نظم و نثر پارسی نقل شده است، غالباً سیمایی مثبت دارد و همواره به عنوانِ نمادی برای عدالت توصیف میشود. بااینحال در یکی از مثنویهای بهجای مانده از قرونِ متأخّر، انوشیروان نه تنها عادل نبوده، بلکه پادشاهی هوسباز معرّفی شده است که با زور و اجبار سعی دارد از زن پاکدامنِ شوهرداری کام بگیرد. در این اثر زنِ پارسا با وجودِ اصرارهای فراوانِ انوشیروان، به هیچروی حاضر نیست به خلوتِ او درآید؛ تا آنجا که از سرِ ناچاری و بهمنظورِ دفعِ انوشیروان، چشمانِ خود را کنده و برای او میفرستد و پس از این واقعه است که انوشیروان راهِ ندامت و توبه در پیش میگیرد. این منظومۀ کوتاه، اثرِ سرایندهای ناشناس به نامِ خلیلِ شیرازی است که کهنترین نسخۀ خطّیِ آن، مربوط به نیمۀ قرنِ یازدهم، محفوظ در کتابخانۀ ملّی است. بعضی از پژوهشگران برآنند که این خلیلِ شیرازی، همان خلیلِ زرگرِ رشتی، شاعرِ دربارِ جمشیدخانِ اسحاقی در قرنِ دهم و صاحبِ جمشیدنامۀ مفقوده است. در این مقاله با هدفِ گشودنِ گرۀ کوچکی از این بحث، و افزودنِ چند کلمه به تاریخِ ادبیِ قرنِ دهم و یازدهم، به مطالعۀ مثنوی ارزشمندِ انوشیروان و زنِ پارسا پرداختهایم. نگارندگان ابتدا نسخههای بهجای مانده از این اثر را بررسی خواهند کرد. سپس به بحثِ انتسابِ آن روی میآورند و با شواهدی اثبات میکنند که این اثر، از خلیلِ زرگرِ رشتی نیست...