نمود در زبان فارسی از منظر دستور گفتمان نقشگرا
نویسندگان
1 پژوهشکدة زبانشناسی، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی
2 دانشگاه علامه طباطبایی
3 پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی
4 پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی
doi
10.30465/lsi.2021.8094چکیده
نمود از دیرباز در حوزههای مختلف علم ازجمله فلسفه، منطق، ادبیات و تدوین دستور و زبانشناسی موردتوجه و مطالعه بوده است. این مفهوم از ابتدای دستورنویسی برای زبان فارسی مورد توجه قرار نداشته است، باوجوداین، از مهمترین خلط مبحثهایی که در این زمینه صورت گرفته است تمایز قائل نشدن بین زمان دستوری و نمود در بسیاری از این آثار (دستور سخن، دستور پنج استاد و ...) است. در این جستار با بهرهگیری از مفاهیم و مفروضات موجود در دستور گفتمان نقشگرا (Hengeveld and Mackenzie, 2009) مقولة نمود در زبان فارسی با استفاده از شیوهای توصیفی - تحلیلی بررسی میشود و تلاش میشود تا ابعاد جدیدی از رفتار زبان فارسی در ارتباط با این مقوله دستوری بحث شود. در این دستور که اساساً نظریهای ردهشناختی برای ساختار زبان است با معرفی ساختار چندلایة فرمولبندی و رمزگذاری، امکان مقایسههای قابلاتکاتری از نظامهای زبانی فراهم میشود. نتایج نشان میدهد که در زبان فارسی در یک سطح نمود کمّی (شامل عادت، تکرری، تکوقوعی، بسامدی) و در سطح دیگر کیفی (تام و ناقص و مرحلهای) از یکدیگر متمایز میشوند. نمودهای تام-ناقص و مرحلهای، به سازوکار درونی وضعیت مربوط هستند؛ این نمودها در مقابل مفهوم نمود کمی قرار میگیرند که بسامد رخداد یک وضعیت را مشخص میکنند. نتایج بررسیها نشان میدهد که در زبان فارسی عملگر اختصاصی برای نشانگذاری نمود کمی وجود ندارد و غالباً از واحدهای واژگانی و عبارتهای قیدی برای این نوع نمودنمایی استفاده میشود. درحالیکه در میان نمودهای کیفی بهجز در مورد نمود مرحلهای ممتد، تمامی موارد دارای ابزار دستوری ویژهای برای نشانگذاری نمود هستند. بهطورکلی، در چارچوب دستور گفتمان نقشگرا میتوان توصیف جامعی از تمایزهای نمودی و شیوههای مختلف نمودنمایی و سازماندهی آنها در زبان فارسی ارائه کرد.