عناصر ژئوپلیتیکی تأثیر گذار در همگرایی میان کشورهای ایران هند، پاکستان و افغانستان و تأثیر آن بر مناطق جنوبی (روش مقایسهای استفاده از تئوری کانتوری و اشپیگل)
نویسندگان
1 استادیار جغرافیای سیاسی، دانشگاه تهران، تهران، ایران
2 دانشجوی دکتری جغرافیای سیاسی، جنوبغرب آسیا، دانشگاه تهران، تهران، ایران
doi
چکیده
نظام ژئوپلیتیک جهانی بعد از پایان جنگ سرد دچار تحولات گستردهای شده، که افزایش همکاریهای سیاسی، امنیتی، اقتصادی، فرهنگی کشورها در مناطق جغرافیایی در جهت ایجاد یک نظام چند قطبی از تحولات جدید نظام ژئوپلیتیک جهانی میباشد. یکی از این مناطق مهم جغرافیایی در نظام ژئوپلیتیک جهانی که قابلیت تبدیل شدن به یک قطب ژئواستراتژیک مستقل در نظام ژئوپلیتیک جهانی را داراست، منطقه شبه قاره هند میباشد که ایران نیز به منظور تأمین منافع ملی خود و در راستای راهبرد همکاریهای منطقهای و با سیاست نگاه به شرق، به دنبال افزایش روابط سیاسی، اقتصادی، امنیتی و فرهنگی خود با کشورهای این منطقه خصوصا سه کشور هند، پاکستان و افغانستان بوده است. درتحقیق پیش رو با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی قصد داریم به تبیین میزان همگرایی در روابط ایران و سه کشور هند، پاکستان و افغانستان با استفاده از نظریه کانتوری و اشپیگل بپردازیم. همچنین سوالی که در تحقیق پیش رو مورد استفاده قرار گرفته است این سوال میباشد که میزان همگرایی در روابط ایران و سه کشور هند، پاکستان و افغانستان با استفاده از متغیرهای الگویی چهارگانه و سیستم اثرگذار برون منطقهای در نظریه کانتوری و اشپیگل به چه میزان میباشد. در پاسخ به سوال فوق باید بیان کرد که در مجموع بر اساس متغیرهای الگویی چهارگانه و سیستم مداخله گر در مدل کانتوری و اشپیگل، روابط ایران و این سه کشور در سطح پایینی قرار دارد.