بررسی واژهشناختی دو واژۀ «ماده» و «مادّه» از فارسی عامیانه تا اوستایی
نویسندگان
1 عضو هیئت علمی (بازنشسته)/ پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی و مدرس پیشین دانشگاه ملی استرالیا
doi
10.30465/lsi.2022.7924چکیده
مقالۀ حاضر با رویکردی واژهشناختی به بررسی واژههای «ماده» و «مادّه» میپردازد که از دیدگاه ساختواژی[1] تقریباً همانند، اما ازنظر معنایی، و در عرصۀ واژگانی[2] کاملاً متفاوتاند: « ماده دربرابرِ نر» و «مادّه، بهمعنیِ اصل هرچیز، مایه؛ در فلسفه: ماده دربرابرِ صورت». نخستین را همه واژهای با اصل فارسی میدانند، و دومین را عربی میپندارند. با بررسی دقیقِ این دو واژه از دیدگاه زبانشناسی تاریخی، و با ارائۀ نمونههایی قانعکننده از متون موجودِ زبانهای ایرانیِ کهن و ایرانیِ میانه، و نیز فارسی، نگارنده ابتدا به اثبات میرساند که هردو واژه از ریشۀ ایرانیِ آغازیناند، و سپس حدس نزدیک به یقینِ خود را درموردِ معرّبشدنِ «ماده= «مادّۃ» با خوانندگان در میان میگذارد که: گزارندگان متون فلسفیِ یونانی به زبان عربی، نخست در برخورد با اصطلاح یونانیِ“hyle”، آن را بهصورتِ «هیولی» برگردانده، سپس با استفاده از ترجمههای عربی از متونِ پارسیِ میانه، واژۀ m’tk’[mādag] (=ماده، مایه، اصل) را که در فارسی نو (زبان گفتاریِ معاصرشان) بهصورتِ «مادَه» (با های غیرملفوظ) تلفظ میشده است، با افزودن تشدید، جامۀ عربی پوشانده و حتی معرب نیز نشمردهاند؛ بی آنکه غیرقرآنی[3] بودن (افنان، 1964: 15) و نبود پیشینهای از آن در زبان عربیِ پیش از اسلام را درنظر گیرند. این واژۀ معرّب با ظرایفِ معناشناختیِ متفاوت، و با جمع عربیِ «مواد» به زبان فارسی بازگشته و به غنای پیکرۀ زبان و ادبیات فارسی افزوده است. [1]. morphological [2]. lexical [3]. non-Qur’anic