نقش ساخت هجا در فرایند ارتقاء واکه در زبان‏‌ها و گویش‏‌های ایرانی

نویسندگان

1 دانشگاه علامه طباطبائی

doi
10.30465/lsi.2022.7925
چکیده

در بسیاری از زبان‌ها و گویش‌های ایرانی واکۀ [a] به [e] ارتقا می‌یابد و این فرایند عاملی غیر از هماهنگی با واکه یا همگونی با همخوان مجاور دارد. برای مثال، در دلواری [a] در «در» [dar] در صورت جمع این واژه یعنی [der-ɑ] به [e] ارتقا پیدا می‌کند و مشخص است که این فرایند متأثر از هماهنگی واکه‌ای یا همگونی با همخوان نیست. پژوهش‌های پیشین این فرایند را متأثر از تعداد و جایگاه هجا و تکیه دانسته‌اند، اما بررسی دقیق‌تر نشان می‌دهد که این فرایند به تعداد هجا و تکیه حساس نیست و آنچه در ارتقاء واکۀ [a] به [e] دخالت دارد ساخت هجاست. نمونه‌های متعدد این فرایند در زبان‌ها و گویش‌های ایرانی نشان می‌دهد که بازشدنِ هجای بسته به‌دنبال حذف همخوان پایانی یا بازهجابندی آن در فرایندهای صرفی عامل ارتقاء [a] به [e] است. حذف برخی از همخوان‌های پایانی در سیر تحول زبان فارسی از دورۀ میانه تا به امروز به بازشدن هجای پایانی، ارتقاء [a] به [e] و درنهایت خنثی‌شدگی تقابل آنها در این جایگاه منجر شده است. حتی به‌نظر می‌رسد که گوناگونی آزاد [a] و [e] در بسیاری از واژه‌های زبان فارسی نیز ناشی از این باشد که [a] در هجای بسته و [e] در هجای باز مطلوبتر است. بررسی صوت‌شناختی فضای واکه‌ایِ زبان فارسی در دو نوع هجای باز و بستۀ پایانی نیز نشان‌ می‌دهد که ساخت هجا حتی در سطح صوت‌شناختی نیز بر ارتفاع واکه‌ها تأثیرگذار است، به‌گونه‌ای که واکه‌ها در هجای بسته بازتر و در هجای باز بسته‌ترند و این ویژگی به‌خصوص در مورد واکۀ [a] تفاوت معنی‌داری را نشان می‌دهد. این ویژگی بسیار به آنچه که در نظام‌های واکه‌ای مبتنی بر تمایز در سختی و نرمی مشاهده می‌شود شبیه است. در این زبان‌ها، واکه‌های نرم (بازتر) در هجای بسته و واکه‌های سخت (بسته‌تر) در هجای باز مطلوب‌ترند.