تحلیل ارتباط بین تغییرات کاربری اراضی و سنجههای سیمای سرزمین (مطالعه موردی: حوزه آبخیز باراندوزچای، زیر حوضه آبخیز دریاچه ارومیه)
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری، گروه مهندسی آب، دانشکده کشاورزی، دانشگاه ارومیه، ایران
2 استاد، گروه مهندسی آب، دانشکده کشاورزی، دانشگاه ارومیه، ایران
doi
10.22067/geoeh.2024.86229.1452چکیده
هدف از پژوهش حاضر، تحلیل ارتباط بین تغییرات کاربری اراضی در دورههای زمانی مختلف با استفاده از سنجههای سیمای سرزمین در حوضه آبریز باراندوزچای در آذربایجان غربی است. بدین منظور، تصاویر ماهوارهای سنتینل-۲ (Sentinel2) مربوط به سالهای 1395 و 1401 از سایت کپرنیک اتحادیه اروپا دریافت گردید. سپس روشهای پیشپردازش در محیط نرمافزارهای مختلف اعمال و تصاویر مربوطه به محیط نرمافزار eCognition ارسال شد. برای سنجههای سیمای سرزمین از نرمافزار Fragstats 8.2 در دو سطح سیما (22 سنجه) و کلاس (13 سنجه) کمّیسازی و محاسبه شدند. در سطح کلاس پهنهآبی، نتایج نشان میدهند در هر دو سال، بیشترین مقدار سنجه تکهشدگی (SPLIT) و کمترین مقدار سنجه یکپارچگی (COHESION) به دست آمده است. کلاس مرتع دارای بیشترین مقدار در شاخص (SHAPE-MN) و (LSI) داشته است که این نشاندهنده بینظمی در لکههای مرتع است. شاخصهای (ENN_MN)، (CONTAG) و (COHESION) که به ترتیب نشاندهندهی میانگین فاصله نزدیکترین همسایه اقلیدسی، شاخص سرایت و شاخص پیوستگی لکه روند کاهشی را از سال 1395 نسبت به سال 1401 تجربه کرده است. شاخصهای شاخص شکل لکه (LSI)، تعداد لکه (NP) بینظمی را نشان میدهد که روند افزایشی داشته است و نشاندهنده افزایش بینظمی در منطقه موردمطالعه است. نتایج حاصل از سطح سیما نشان داد که پراکنش لکهها در حوزه آبخیز باراندوزچای یکنواخت است و افزایش تعداد لکهها، افزایش حاشیه و کوچک شدن لکهها باعث تکهشدگی و درنتیجه ایجاد لکههای جدا از هم در حوزه آبخیز باراندوزچای میشود. این نتایج میتواند در مدیریت کاربری اراضی و حفاظت منطقه موردمطالعه برای نسلهای آتی مفید باشد.