تحلیل گویشسنجیِ اصطلاحات خویشاوندی در برخی استانهای فارسیزبان ایران
نویسندگان
1 استادیار پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی
doi
10.30465/lsi.2022.7930چکیده
اصطلاحات خویشاوندی از دیرباز برای مردمشناسان از بعد روابط و تعاملات اجتماعی و برای زبانشناسان از بعد ساختاری، ردهشناختی و تاریخی اهمیت داشتهاند. در این پژوهش با بهکارگیری روشهای گویشسنجی (سگای، 1973) شامل ماتریس فاصله، نقشههای مقیاس چندوجهی، خوشهای و دندروگرام، شباهتها و تفاوتهای ۷0۴ نمونة اصطلاح خویشاوندی مربوط به ۳۲ روستای استانهای یزد، همدان، شیراز، کرمان و اصفهان تحلیل و گونههای زبانی خوشهبندی میشوند و فاصلهشان با یکدیگر و با فارسی معیار اندازهگیری و ناحیههای زبانی شناسایی میگردند. ابزار تحلیل رایانشی نرمافزار گبمپ (نربون و همکاران، 2011) است. برمبنای نتایج، کمترین تنوع در اصطلاحات وامگرفتهشده از زبان عربی شامل عروس، عمو، خاله و عمه دیده میشود. بیشتر تفاوتها بین گونههای زبانی تلفظی است و نه واژگانی. درخوشهبندی برمبنای ۱۰ گروه، بیشترین تنوع در گونههای استان اصفهان دیده میشود. فاصلۀ گویشی بین گونههای استان کرمان کم است، بهغیر از گونهای در جیرفت که به گونههای استان همدان نزدیک است؛ وجود اقوام لر و لک در هر دو منطقه میتواند از دلایل این شباهت باشد. گونههای استان همدان نیز یک خوشۀ زبانی تشکیل میدهند؛ بهغیر از یک گونه که به فارسی معیار نزدیکتر است. بزرگترین خوشۀ زبانی گونههایی در استانهای کرمان، فارس، یزد (نزدیک نواحی مرزی) و گونههای غربی و جنوب غربی استان اصفهان در مرز فارس را شامل میشود. بهعبارتی، در نواحی مرزی بین این استانها شاهد پیوستار گویشی هستیم. گونههایی در اصفهان، همدان و یزد کمترین فاصله با فارسی معیار را دارند. کشه و تلآباد در استان اصفهان که احتمالاً به گویش راجی و اردستانی از گونههای فلات مرکزی نزدیکاند، با هیچ گونهای خوشهبندی نشدهاند و جزیرۀ گویشی بهشمار میآیند.