نگاهی نو به ساخت موصولی در زبان فارسی از دریچۀ دستور شناختی
نویسندگان
1 دانشگاه تربیت مدرس
doi
10.30465/lsi.2020.7577چکیده
از میان ساختهای متعددِ چندبندی در زبان فارسی، در این پژوهش ساخت موصولی در چارچوبِ انگارۀ دستورِ شناختی مورد مطالعه قرار گرفته است. بند موصولی در زبان فارسی ساختاری ترکیبی دارد که متشکل از سه ساختار مؤلفهای (گروه اسمی – حرف ربط «که» - بند موصولی) است. در قالب انگارۀ دستور شناختی این ساخت را میتوان واحدی زبانی درنظر گرفت که در آن قطب واجی با قطب معنایی رابطهای نمادین دارد. در این پژوهش، ساخت موصولیِ زبان فارسی در قالب دو پرسش مورد بررسی قرار گرفت: 1) چگونگیِ سازهبندیِ این ساختها؛ و 2) انواع وابستگی در بند موصولی و چگونگیِ تبیین آن. برای پاسخگویی به این پرسشها، ابتدا آن مفاهیم و ابزارهای نظریِ دستورِ شناختی که در پاسخ به این پرسشها کارآمد هستند، معرفی شد و سپس ساخت موصولیِ زبان فارسی در چارچوب این دو پرسش بررسی شد. نتایج پژوهش نشان میدهد از میان عوامل مؤثر در شکلگیریِ یک ساخت، دو عاملِ انطباق و نمابرداری نقش بسزایی در مفهومسازیِ ساختِ موصولی دارند. ماهیت وابستۀ بند موصولی نیز بهکمکِ نمابرداری و جهت گسترش در این ساخت مشخص میشود. رابطۀ بین بند پایه و پیرو در این ساخت از نوع «هسته – توصیفکننده» است، که در آن بند پایه هسته و بند پیرو توصیفکننده است. رابطۀ دیگری نیز در این ساخت وجود دارد و آن رابطۀ «هسته – متمم» است، این رابطه بین گروه اسمی و بند موصولیِ توصیفکنندۀ آن است.