توصیف واژنحویِ فعل در گویش مُلکی بشاگردی

نویسندگان

1 دانشگاه شهید بهشتی- دانشکده ادبیات و علوم انسانی- گروه زبان شناسی

2 رئیس دانشگاه پیام نور

3 استاد دانشگاه پیام نور تهران

4 دانشجو

doi
چکیده

گویش«مُلکی» ازجمله گویش‌های رایج در منطقۀ گافر، پارمونْت و زنگیک از بخش‌های جنوبی بشاگرد است که به «مُلکی‌گال» معروف است. این گویش از گروه گویش‌های بشاگردی و وابسته به خانوادۀ گویش‌های ایرانیِ جنوب غربی است که به‌لحاظ جغرافیایی در نقطۀ مرزیِ خانوادۀ زبانیِ بلوچی واقع شده است؛ به همین جهت، از حیث مختصات زبان‌شناختی، حلقۀ پیوندِ این دو خانوادۀ زبانی محسوب می‌گردد که به‌دلیلِ گسترشِ آموزشِ همگانی و هجوم رسانه‌ای و نفوذ فرهنگ شهری درمعرضِ زوال و نابودی قرار گرفته است. هدف از پژوهش حاضر، توصیف دستگاه فعلیِ گویش مُلکیِ رایج در این منطقه است. برای این هدف، مقولات دستوریِ مرتبط با فعل، شامل مقولاتِ واژنحویِ زمان دستوری، نمود، وجه، مطابقه و جهت در این گونۀ زبانی بررسی و توصیف شده‌اند. نتایج پژوهش نشان می‌دهد دستگاه فعلیِ این گویش از سازوکارهای واژنحویِ مجزا و متنوعی برای نمایش تمایزاتِ مربوط به مقولاتِ پنج‌گانۀ بالا بهره می‌گیرد که از آن جمله می‌توان به تمایز این گویش در کاربردِ واژه‌بست‌های فاعلی، واژه‌بست‌های عامل و کاربردِ ساختِ کُناییِ دوگانه در این گویش اشاره کرد. گردآوریِ داده‌های زبانیِ این گویش به‌شیوۀ مصاحبه (پرسش و پاسخ) و همچنین ضبط گفتار آزاد با پنج تن از گویشوران ساکن در این منطقه است که ازطریق گفت‌وگو با هشت مرد و هشت زن با میانگین سنیِ حدوداً پنجاه‌سالۀ کم/بی‌سواد به‌دست آمده است.