نقد و بررسی کتاب مبانی معناشناسی شناختی، آزیتا افراشی
نویسندگان
1 پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی
doi
چکیده
از شکلگیری زبانشناسیِ شناختی بهعنوان شاخهای مستقل در زبانشناسی در جهان، بیش از سه دهه و در زبانشناسی ایران بیش از یک دهه نمیگذرد، اما حجم آثاری که به زبان فارسی انتشار یافتهاند بسیار کمتر از مقیاس جهانی آن نسبت به بازۀ زمانی عنوان شده است، بهطوریکه کتابهای تألیف شده به زبان فارسی در این حوزه به تعداد انگشتان دست هم نمیرسد. پس از دو اثر راسخ مهند (1389) و روشن و اردبیلی (1392) که به بررسی مفاهیم و مقدمات زبانشناسیِ شناختی پرداختهاند، کتاب مبانی معناشناسی شناختی را میتوان تلاشی جدی در جهت توضیح و تبیین این علم به زبان فارسی دانست[1]. بعد از بیش از یک دهه گامبرداشتن در این عرصه، نیاز به وجود درسنامهای که بتواند بهطور منسجم به طرح مباحث معناشناسیشناختی بپردازد احساس میشد و کتاب حاضر تلاشی در این جهت بهشمار میآید. مقاله حاضر در خلال معرفی و نقد این کتاب، تلاش میکند تا خوانندگان را با برخی مفاهیم زبانشناسیِ شناختی و رویکردهای نوین بهاین حوزه از مطالعات آشنا سازد.