معنا، مفهوم و کارکرد فرزند در ایران
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری انسان شناسی دانشگاه تهران، پژوهشگاه رویان، پژوهشکده زیستشناسی و علوم پزشکی تولید مثل جهاد دانشگاهی، مرکز تحقیقات اپیدمیولوژی باروری، گروه اپیدمیولوژی و سلامت باروری، تهران، ایران.
2 دکترای عمومی، دانشجوی دکترای اخلاق پزشکی، پژوهشگاه رویان، پژوهشکده زیستشناسی و علوم پزشکی تولید مثل جهاد دانشگاهی، مرکز تحقیقات اپیدمیولوژی باروری، گروه اپیدمیولوژی و سلامت باروری، تهران، ایران.
3 کارشناس ارشد پژوهش جامعهشناسی دانشگاه الزهرا
doi
چکیده
فرزند چه معنا، تعریف و کارکردهایی در جامعه و فرهنگ ایرانی دارد؟ برای پاسخ به این پرسش، ما به افراد ناباروران در جستجوی درمان، زوجهای تازه ازدواج کرده و افراد مخالف فرزندآوری مراجعه کردیم. از طریق انجام مصاحبههای عمیق و با استفاده از روش گراندد تئوری، تلاش کردیم تا پاسخها را کدگذاری کرده و در قالب مقولهها و گزارههای مفهومی در آوریم. مهمترین یافتهها، حاکی از آن است که ایران یک جامعه فرزندخواه بوده و افراد نابارور یا افرادی که به هر دلیلی فرزند ندارند به شدت تحت فشار از سوی جامعه هستند. این مسئله باعث میشود تا بسیاری از زوجهای تازه ازدواج کرده تلاش کنند تا در پی کسب تأیید اجتماعی «مثل بقیه» شوند. کارکردها و معنی کودک را میتوان در سه دسته اصلی جای داد؛ یکم، فرزند به عنوان معنای زندگی (پر کننده صحنه زندگی، پر کننده تنهایی، از بین برنده یکنواختی، طعم و انگیزه زندگی). دوم، فرزند چیزی برای پیوند با زندگی و توسعه فردی (ظرفی برای خرج کردن عاطفه، احساس مالکیت، تعلق و تکمیل کننده زندگی، تداوم من، در غیاب من، آرزوی خلق و بزرگ کردن) سوم، فرزند به عنوان انسجام بخش روایت خود در پیوند با دیگری (هویت بزرگسالی وهویت جنسی و خانوادگی). بنابراین فرزند یک موجودیت صرفاً فیزیکی نیست و به عنوان یک موجودیت فرهنگی، معنابخش به زندگی و حتی مرگ افراد بوده و نقش بسیاری در برساخت هویت شخصی و کسب هویتهایی همچون هویت جنسی و هویت بزرگسالی دارد.