نظریه‌های فرهنگی را چرا و چگونه تدریس کنیم؟

نویسندگان

1 پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی

doi
چکیده

مسئله تعلیم (پداگوژی) هر روزه قرابت بیشتری با تعریف مطالعات فرهنگی می‌یابد. مدرسان باید تعریف تعلیم را گسترده سازند تا بتوانند از مرز محدود آموختن فنون و روش‌ها فراتر روند. (ژیرو،1385) می خواهم در این گفتار «تصور جمعی غالب» که در فضای آموزشی دانشگاه‌های ما از آموزش نظریه‌ها وجود دارد واکاوی کنم و نشان دهم «آموزش نظریه ها» به ویژه نظریه‌های فرهنگی چه چیزهایی نیست و چه چیزهایی باید یا می‌تواند باشد. امروزه محققان «درس پژوهی» نشان داده اند که تدریس و یادگیری هر دانشی به مجموعه وسیعی از عوامل بستگی دارد. آموزش نظریه‌های فرهنگی را نوعی «تمرین فکری» می‌دانم. در این تمرین کردن ما انواع تمرین‌های انسانی و فکری را تجربه می‌کنیم. این تمرین‌ها را با توجه به تجربه‌ای که از آموزش و یادگیری «نظریه‌های مطالعات فرهنگی» دارم در چهار مقوله متمایز طبقه بندی می‌کنم: «تمرین نظری»، «تمرین اخلاقی»، «تمرین شناختی»، و نهایتا «تمرین عاطفی». این رویکرد به آموزش نظریه فرهنگی ریشه در این واقعیت دارد که نظریه فرهنگی آن گونه‌ای که تاکنون تکوین و توسعه یافته است همواره در کنار هدف‌های شناختی و معرفتی، اهداف سیاسی، اخلاقی و زیبایی شناختی ویژه‌ای را دنبال کرده است.