مدلسازیِ فضای درکیِ واکهای در چارچوب نظریة فازی نمونۀ مورد بررسی: فارسی معیار
نویسندگان
1 دانشگاه علم و صنعت ایران
2 کارشناس ارشد زبانشناسی همگانی
3 دانشگاه الزهرا
doi
چکیده
هدف مطالعة حاضر بررسیِ فضای واکهایِ زبان فارسیِ معیار براساس نظریة فازی است که برمبنای منطق چندارزشی شکل گرفته است و در آن درجة عضویتِ تعلق یک عنصر به مجموعه، نقشی برجسته ایفا میکند. در این جستار، با طراحی یک آزمایش، محرکهای مصنوعی شش واکة فارسی معیار ساخته شدند و با تغییر فرکانس دو پارامتر F1/F2، فضای واکهایِ مصنوعی ایجاد شد. در ادامه، محرکهای مصنوعی طی یک مرحله آزمون درکیِ شناسایی به سنجش گذاشته شدند. هر محرک دو بار برای 20 شرکتکننده (ده مرد و ده زن) پخش شد و مقادیر کمّیِ سازههای اول و دوم استخراج و ثبت شد. نتایج حاصل از آزمون درکی حکایت از آن دارد که شرکتکنندگان در بازهای از فرکانسهای F1 و F2، محرکهای پخششده بین جفت واکههای مجاور را بهطور مبهم درک میکنند. براساس دادههای بهدستآمده، جداول «ارزشهای قطعی» و «ارزشهای فازی» واکهها شکل گرفتند و مناطق «وضوح شنیداری» و «ابهام شنیداری» مشخص شدند. از سوی دیگر، در نظریة مجموعههای فازی، هر عنصر از یک مجموعه با درجة عضویتی یگانه به فضای فازی تعلق دارد، بنابراین امکان محاسبات در مناطق غیرقطعی و مبهم میسّر است. بر همین اساس، نتایج حاصل از آزمون شناسایی بههمراه تخصیص درجهای از عضویت به هر واکه، بهخوبی همپوشی واکهها را در فضای واکهای تبیین و آن را مدل ساخت.