ارزیابی «منابع حمایتی» سامانه درس‌افزار دانشگاه شهید بهشتی تهران بر اساس چهارچوب یادگیری الکترونیکی خان: تأملی بر تجارب دانشجویان

نویسندگان

1 گروه علوم تربیتی، دانشکده علوم تربیتی و روان‌شناسی، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران

2 گروه علوم تربیتی، دانشکده علوم تربیتی و روان‌شناسی، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران

3 گروه علوم تربیتی، دانشکده علوم تربیتی و روان‌شناسی، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران

doi
10.22061/tej.2021.3660.1915
چکیده

پیشینه و اهداف: هدف پژوهش حاضر، ارزیابی سامانه درس ­افزار دانشگاه شهید بهشتی از نظر پشتیبانی فنی و آموزشی- مشاوره­ای بر اساس بُعد منابع حمایتیِ چهارچوب یادگیری الکترونیکی خان بود. این ارزیابی بواسطه تجارب دانشجویان صورت گرفت.روش‌ها: طرح پژوهش کیفی از نوع داده بنیاد اتخاذ شد. جامعه آماری پژوهش، دانشجویان مقطع کارشناسی دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی دانشگاه شهید بهشتی تهران بودند که تجربه فعالی در سامانه درس ­افزار داشتند.  32 نفر از دانشجویان به روش نمونه گیری هدفمند ملاک­ محور انتخاب شدند و با استفاده از مصاحبه نیمه ­ساختار­یافته اطلاعات لازم تا دستیابی محقق به اشباع نظری بدست آمد. یافته­ ها با استفاده از روش کدگذاری اشتراس و کوربین، تا دوسطح کدگذاری باز و محوری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.یافته­ها: یافته ­های حاصل از تحلیل مصاحبه ­های فرد به فرد دانشجویان، حاکی از این بود که 1. از دست رفتن اطلاعات بحث­های گروهی 2. عدم دسترسی به منابع و لینک ­های مفید در درون درس ­افزار 3. اطلاعات اندک در مورد حضور آن­لاین و مشارکت کاربران و تیم پشتیبانی 4. کم ­توجهی به پشتیبانی آموزشی برای موفقیت دانشجویان در درس­افزار 5. اطلاعات ناکافی در مورد فعالیت­ های میز خدمت، از جمله مسائلی است که بر میزان انگیزش و فعالیت مستمرشان در درس ­افزار تاثیرگذار بوده است. مهم­تر آنکه، این مسائل بر نگرش کاربران نسبت به یادگیری الکترونیکی تأثیر خواهد گذاشت.نتیجه‌گیری: تحلیل تجارب دانشجویان نشان داد سامانه درس­افزار از بعد حمایتی نیازمند بازبینی و توجه بیشتر است. نادیده انگاشتن این مسائل موجب ایجاد شکاف میان ظرفیت فناوری­ برای یادگیری و کاربست آن در عمل خواهد شد. به عبارت دیگر، ضعف در  حمایت­ های آموزشی، مشاوره­­ای و فنی، بر نگرش کاربران نسبت به یادگیری الکترونیکی تاثیر گذار است. طبق مدل پذیرش فناوری، سهولت کاربرد ادراک­­ شده دانشجویان سامانه درس­افزار از ضعف در مکانیسم ­های پشتیبانی می­تواند تأثیر بگیرد و کاربران را نسبت به سودمندی  این سامانه در یادگیری الکترونیکی دچار تردید خواهد کرد؛ بنابراین، به سمت استمرار فعالیت در آن متمایل نخواهند شد. لذا، پژوهش حاضر، ارزیابی سامانه درس­افزار را بصورت مستمر توصیه می­نماید تا از این طریق، الگوهای رفتاری کاربران در طول فعالیت در درس ­افزار شناسایی شده و مکانیسم ­های حمایتی موردنیاز اعمال شود. بعنوان مثال، برگزاری دوره ­های آموزشی اولیه برای آماده شدن دانشجویان به مشارکت در درس­ افزار.