تحلیل و بررسی همه درخداانگاری به روایت چارلز هارتسهورن

نویسندگان

1 دانشجوی دکترا، گروه الهیات ادیان و عرفان، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه سمنان، سمنان، ایران.

2 استادیار، گروه الهیات ادیان و عرفان، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه سمنان، سمنان، ایران.

3 استادیار، گروه ادیان و عرفان، دانشکدۀ الهیات و معارف اسلامی، دانشگاه تهران، تهران، ایران

doi
10.22059/jrm.2023.360291.630443
چکیده

چارلز هارتسهورن (1897-2000 م) سرشناس‌ترین فیلسوف و الهیدان پویشی، پس از وایتهد (1861-1947 م)، است. وی در پیِ نقد این وجه از خداباوری سنتی، که به‌واسطۀ تعالی‌گرایی، مانع ارتباط دوسویه میان خدا و جهان است، بدیل متفاوتی را مطرح می‌کند، که مطابق آن، خدا واجد دو قطب انتزاعی و غیرانتزاعی (بالفعل)، فرض می‌شود. به زعم او، قطب انتزاعی خداوند مطلق و تغییر‌ناپذیر است و قطب بالفعل او نسبی و تغییر‌پذیر؛ و به‌واسطه همین قطب تغییرپذیر است که خداوند، جهان را در خود جای می‌دهد. به‌نظر می‌رسد، همین نگرش دوقطبی هارتسهورن به ساحت الهی است که به نظریۀ «همه‌درخداانگاری» انجامیده‌است. پژوهش حاضر، با روش تحلیلی-انتقادی، ضمن تحلیل نظریۀ «همه‌درخداانگاری» و استخراج مشخصه‌های آن از آثار هارتسهورن، به بررسی خداباوری دوقطبی به‌عنوان بن‌مایۀ اصلی «همه‌در‌خداانگاری» می‌پردازد. یافته‌های پژوهش پیش‌رو حکایت از این دارند که «همه‌درخداانگاری»، متضمّن پیامدهایی، چون زمانمند شدن خدا و علم او، تغییرپذیری کمال الهی، تأثیرپذیری خدا از مخلوقات، حلول خدا در جهان و محدودیت قدرت الهی است. دیدگاه‌های هارتسهورن، همچنین به‌خاطر تأکید بر پویش و تغییرپذیری خداوند، نمی‌تواند به‌عنوان جایگزین مناسبی برای خداباوری سنتی پذیرفته شود. با وجود این، در جهان‌شناسی هارتسهورن، چون خدا و مخلوقات به‌عنوان هویّاتِ متمایز از یکدیگر، به رسمیت شناخته شده‌اند، نظام فکری او متمایز از اندیشۀ «همه‌خداانگاری» است که یکسانی و همسانی خدا و جهان را مسلم فرض می‌کند.