باور به وجود خدا؛ بدیهی یا پایه؟

نویسندگان

1 استاد فلسفه دین دانشگاه تهران،

2 دانش آموخته کارشناسی ارشد فلسفه و کلام اسلامی

doi
10.22034/kalam.2023.281
چکیده

برخی متفکران اسلامی درباره باور به وجود خدا با ارائه براهینی مانند برهان فطرت، برهان صدیقین و برهان تجربه دینی ادعای بداهت نموده‌اند. هدف این پژوهش که با روش نظری- کتابخانه‌ای و تحلیلی- انتقادی انجام پذیرفته، بررسی انتقادی بداهت ادعا شده در سه برهان یادشده خواهد بود. اهمیت توجه به افتراق میان بداهت و پایه بودن یک باور و فهم تفاوت آنها با یکدیگر، به گزاره‌ای مانند گزاره‌ی «خدا وجود دارد» نیز قابل تسری بوده و ما را در بررسی ادعای بداهت وجود خدا یاری خواهد رساند. نوشتار حاضر در صدد بیان این مطلب است که پایه دانستن باور به وجود خدا به‌معنای بدیهی بودن آن نیست. بدین قرار که با تحلیل مفهومی هر یک از مفردات این گزاره و نیز بررسی منابع معرفت، به تبیین ارتباط چنین باوری با معنای بداهت پرداخته و نتیجه‌ای که حاصل می‌شود این است که هیچ یک از این براهین، قدرت اثبات بداهت وجود خدا را ندارند؛ نهایت چیزی که این سه نوع برهان به اثبات می‌رسانند موجه ساختن ادعای پایه بودن باور به وجود خدا بوده و صحبت از بداهت چنین باوری در براهین یادشده امری بلادلیل می‌باشد.