بازخوانی آموزه امامت در اندیشه ابن میثم بحرانی

نویسندگان

1 دانشیار دانشکده فلسفه و کلام دانشگاه قم

2 فارغ التحصیل کارشناسی ارشد رشته فلسفه و کلام دانشگاه قم،

doi
10.22034/kalam.2023.282
چکیده

اندیشه امامت نقطه مرکزی تفکر شیعی است و اندیشمندان بسیاری در تکون این آموزه در ساختار علم کلام سعی فراوان نمودند. به عبارتی نظام سیاسی شیعه با محوریت امام شکل می­یابد. در عصرهای گذشته جریان رقیب سیاسی شیعه، بر محوریت خلافت اموی و عباسی پدید آمده و غالب شبهات نیز ناظر به این جریان بود. اما در جهان کنونی، جریان رقیب دیگری به نام دموکراسی پدیده آمده است که در کنار جریان­های دیگر، به تقابل با اندیشه امامت شیعه وارد شده است. از جمله کسانی که در تثبیت اندیشه امامت در علم کلام نقش به سزایی داشته است، ابن میثم بحرانی است. او به تبیین مسأله امامت، ضرورت وجود امام در جامعه، چگونگی نصب امام و صفات امام می­پردازد. ورود ابن میثم به این مسأله در علم کلام، بسیار بدیع و نوآورانه است؛ چرا که او سخن در باب امامت را بر پنج مسئله استوار نموده و هر یک از این مسائل پنج گانه را با کلمه­ای خاص همچون (ما، هل، لِم،کیف، مَن) تعبیر می­­کند و تفسیر صحیحی از نظام امامت شیعی را به جهان و جهانیان ارائه داده که شیوه رایج حکومت داری امروز، مبتنی بر دموکراسی دروغین و غیر واقعی بوده و دموکراسی واقعی که همان مردم سالاری دینی است تنها مدل نجات­بخش بشریت از گرفتاری­های امروزه است. از این جهت ضرورت دارد که اندیشه­های ابن میثم در مسأله مذکور مورد بازخوانی قرار گیرد. پژوهش حاضر به روش کتابخانه­ای اطلاعات را گردآوری و به صورت توصیفی-تحلیلی بررسی می­نماید.