نکوهش شامیان در نهج‌البلاغه؛ تحلیل تاریخی جواز یا منع آن

نویسندگان

1 دانشیار گروه علوم قرآن و حدیث، دانشکده الهیات، دانشگاه میبد، میبد، ایران

2 دانش‌آموخته دکتری رشته علوم قرآن و حدیث، دانشگاه میبد، میبد، ایران

doi
10.22084/nahj.2024.29158.3045
چکیده

نهج‌البلاغه در مورد شامیان، دو گزاره متناقض‌نما دارد؛ در خطبه 197، حضرت علی(ع) نه تنها یاران خود را از دشنام دادن به شامیان برحذر داشته، بلکه از آنان خواستند در حق اهل شام، دست به دعا بردارند؛ اما در خطبه‌ 238، امیرالمؤمنین(ع) خود، زبان به ذم اهل شام گشوده و آنان را با لحنی کوبنده مورد نکوهش قرار دادند. در این نوشتار که به روش توصیفی ـ تحلیلی سامان‌یافته، می‌کوشد این دوگانگی و ناسازگاری در قول و فعل را مورد تحلیل و بررسی قرار دهد. برآیند پژوهش آنکه سخن حضرت در بازداشتن از قدح و بدگویی شامیان، به قبل یا اوایل جنگ صفین بازمی‌گردد؛ درست زمانی‌که امام(ع) امیدوار بودند تعدادی از آن دیار، دست از جنگ و دشمنی بردارند. به همین دلیل دوست نداشتند که حس مقابله به مثل و تلافی، موجب بازداشتن آنان از راه حق شود؛ اما توبیخ و مذمت شامیان به پس از ماجرای حکمیّت و دوران غارات بازمی‌گردد؛ آن هنگام که سپاه شام، وقاحت را از حد گذرانده‌، بی‌ایمانی آنان محرز گشته و دیگر امیدی به بازگشت‌شان نبود؛ لذا حضرت برای معرفی چهره واقعی آنان و توجه دادن یارانشان به غارات مناطق کوفه توسط شامیان، زبان به ذم اهل شام گشودند. افزون بر بررسی اصالت دو روایت، تحلیل و چرایی صدور این دو گزاره، بخش‌های دیگر این نوشتار است.