مقایسه تطبیقی چگونگی ارتباط میان فضای آموزشی و نیایشی در مسجد-مدرسه‌های دوره‌ تیموری و صفوی

نویسندگان

1 گروه معماری، دانشکده هنر و علوم پایه، واحد اهواز، دانشگاه آزاد اسلامی، اهواز، ایران

2 گروه معماری، دانشکده هنر و معماری، موسسه آموزش عالی جهاد دانشگاهی خوزستان، اهواز، ایران

doi
10.22061/tej.2021.6685.2433
چکیده

پیشینه و اهداف: مسجد- مدرسه­ها از مراکز اجتماعی، سیاسی و مذهبی مردم مسلمان بوده است که در سرزمین‌های اسلامی به‌عنوان پناهگاهی برای زندگی پرآشوب شهری به‌شمار می­آید. حکومت­های مذهبی در ایران به­منظور آموزش امور دینی در فضایی مذهبی، به کمک زمینه فراهم شده به وسیله مسجد-آرامگاه­ها و مسجدخانقاه­ها، دست به ساخت کالبدی جدید به نام مسجد-مدرسه زدند که با وجود مطالعات موجود در مورد کالبد و خصوصیات کالبدی آن­ها، به نظر می­رسد ظاهر مسجد- مدرسه‌ها هنوز برای معماری معاصر ایران آموزه­های بسیاری دارد. ­اینکه دو فضای آموزشی (مدرسه) و نیایشی (مسجد) در دو دوره تیموری و صفوی چگونه با یکدیگر ارتباط داشته­اند و مسجد- مدرسه چه ویژگی­هایی دارد که از دیگر گونه­های ترکیبی متمایز می­شود، به‌طور مشخص شناخته شده نیست. این تحقیق به شناخت چگونگی پیوند مراکز آموزشی نیایشی که همان مسجد- مدرسه­ها هستند می­پردازد. چگونگی ارتباط میان دو فضای آموزشی و نیایشی در دوره­های تیموری و صفوی، و ویژگی­های متمایز مسجد- مدرسه­ها در مقایسه با دیگر گونه­های ترکیبی، هدف این مقاله است.روش‌ها‌: روش تحقیق مورد استفاده در این پژوهش تفسیری- تاریخی و پژوهش نمونه موردی است و تحلیل­های مربوط به بناها با روش استدلال منطقی صورت گرفته است که در این راستا ابتدا به بحث فضاهای آموزشی و نیایشی در هر دوره به صورت جداگانه پرداخته شد و بعد تأثیر این فضاها در فرم کلی مسجد مدرسه­های مورد بحث و همچنین چگونگی ارتباط بخش­های مختلف آن­ها با یکدیگر تحلیل و بررسی شدند.یافته‌ها: به‌منظور بررسی تطبیقی رابطه میان مسجد مدرسه­های دو دوره­ صفوی و تیموری، هفت مورد از مسجد- مدرسه‌های این دو دوره به روش نمونه­گیری هدفمند انتخاب شدند. در رابطه با چگونگی ارتباط فضاهای آموزشی و نیایشی، دو دسته بندی کلی جهت گونه‌شناسی معرفی گردید. در این گونه بندی­ها، مسجد- مدرسه‌ها از نظر سلسله مراتب و جایگیری و ترکیب فضاهای آموزشی و نیایشی تفکیک شدند و معیار­هایی جهت نحوه­ رشد آموزش و پرورش به صورت همزمان، تمرکز بر آموزش، ارتقاء تعاملات اجتماعی طلاب و ... معرفی و در نهایت به‌صورت اصول طراحی مراکز آموزشی-مذهبی تدوین و تبیین شد. اصولی همچون، رشد همه جانبه در ابعاد مختلف، اهمیت مباحثه، ارتقاء تعاملات اجتماعی، تذکردهی به معنویات و دیگر سیاست­ها، اهمیت توجه به این مسائل در مسجد مدرسه­ها را مشخص می­کند.نتیجه‌گیری:  عمده­ترین دگرگونی­ها در مدارس دوره صفوی، پاسخ به تأمین فضاهای اقامتی، آموزشی و نیایشی مطلوب­تر برای طلاب بوده است. گاهی مدارس دارای دو ورودی جداگانه جهت دسترسی به فضاهای آموزشی و عبادتی هستند. در دوره­ تیموری این دو بخش کاملاً در همجواری یکدیگر می­باشند. مدارس غیاثیه و دودر مشهد از دوره تیموری و مدارس چهارباغ و حکیم اصفهان از دوره صفوی گواهی بر این مسأله هستند. در مورد اصول حاکم بر مسجد- مدرسه­ها نیز به‌عنوان مثال می­توان به معیار رعایت حریم شخصی طلاب که باعث ایجاد سلسله مراتب فضایی و رعایت نظم در مسجد مدرسه می­شود، اشاره داشت. همچنین اهمیت مباحثه و توجه به حیاط مرکزی همچنین باعث در نظر گرفتن فضای باز و نیمه­خصوصی مانند ایوانچه، و همچنین توجه به حضور عناصر طبیعی جهت تمرکز ذهن برای تفکر و رشد آموزشی می­شود. این اصول باعث نظم‌دهی و کمک به تمرکز به امر آموزش در جوار نیایش درمسجد مدرسه­ها می­شود.