بررسی سبکی یک داستانِ کوتاهِ معاصر ازمنظر نقشگراییِ هلیدی
نویسندگان
1 پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری
2 پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری
doi
چکیده
در زبانشناسیِ نقشگراییِ نظاممندِ هلیدی، سه فرانقش متنی، تجربی و بینافردی، سه لایة معنایی متفاوت هستند که با کمک آنها بندهای متن تحلیل میشوند و از این تحلیل، سبکشناسی متون حاصل میشود. هدف از این مقاله، تحلیل داستان کوتاه «نیمکت روبهرو»ی زویا پیرزاد ازمنظر نقشگرایی نظاممند و براساسِ سه فرانقش مذکور و تحلیلِ سبکشناسیِ آن است. نگاه زبانشناختی و نقشگرایی به سبک، با تعاریف سبک در ادبیات همپوشی ندارد اما در مواردی کلی، این مفهوم قابل انطباق است. داستان مورد بررسی 233 بند دارد که یکبهیک، براساسِ این مدل، تحلیل شدهاند اما بهدلیل محدودیتِ حجم مقاله، تنها به ذکر 18 بند از شاخصترین نمونهها بسنده شده است. انتخاب این مثالها به گونهای صورت گرفته است که بندها، تمام اجزای موجود در فرانقشها را دارا باشند. برخی از نتایجِ حاصل از تحلیل مذکور عبارتاند از: در اکثرِ بندهای داستان، شخصیت اول نقطة عزیمت نویسنده است و داستان بر او و مسائلش تمرکز دارد. با توجه به رواییبودنِ سبک داستان، کاربرد وجه خبری و زمان گذشته فراوان است. وجود تعداد زیاد افعال بهصورت فرایند مادی در این داستان حاکی از این است که نویسنده قصدِ بیانِ رویدادها و وقایع را دارد.