ارزیابی اثربخشی شیوه های استفاده از محرک های بصری در خلاقیت طراحی دانشجویان معماری
نویسندگان
1 گروه معماری، دانشکده هنر و معماری صبا، دانشگاه شهید باهنر کرمان، ایران
2 گروه معماری،دانشکده معماری و شهرسازی، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران
doi
10.22061/jte.2019.5028.2156چکیده
پیشینه و اهداف: در فرایند طراحی، تصاویر به عنوان محرک بصری ابزار مهمی در رسیدن به ایدههای خلاق طراحی هستند. این موضوع باعث شده تا در حوزه فناوری آموزش، مطالعات وسیعی در خصوص روشهای استفاده از محرکهای بصری به عنوان ابزاری آموزشی انجام شود. از آنجا که محرک میتواند بر اساس نوع تشابه با مسأله طراحی و کیفیت(واضح، مبهم) تقسیمبندی شود؛ در برخی از پژوهشها تأثیر انواع محرک بصری بر خلاقیت طراحی دانشجویان مورد بررسی قرار گرفته است. سطح دانشجویان موضوع دیگری بوده که در خلاقیت دانشجویان هنگام استفاده از انواع محرک، اثرگذار بوده است. همچنین برخی از مطالعات، ارتباط نوع تکلیف طراحی و محرک بصری را مورد کنکاش قرار دادهاند. با این حال ارزیابی جامعی از اثربخشی این روشها در حوزه آموزش طراحی معماری صورت نگرفته است. بنابراین هدف پژوهش حاضر بررسی میزان اثربخشی روشهای استفاده از محرکهای بصری در آموزش طراحی است.روشها: در این پژوهش ابتدا چارچوبی برای استفاده از محرک بصری براساس پژوهشهای قبلی تدوین میشود که شامل دو بخش است: در بخش اول ارتباط انواع محرک با وجوه مربوط به خلاقیت مشخص شد؛ بخش دوم شامل مواردی بود که بر شیوه استفاده از محرک توسط دانشجویان اثر میگذارد و شامل سطح دانشجویان، نوع تکلیف و مسأله طراحی میشد. سپس از روش مرور همقطاران برای سنجش میزان اثربخشی روشهای استفاده از محرکهای بصری در آموزش طراحی گرفت. بنابراین مدرسین با تجربه معماری از دو کشور ایران و ایالات متحده، متن تدوین شده را ارزیابی کردند. در این راستا، نظرات مدرسان از طریق مصاحبه ضبط و سپس نظرات آنها نگاشته شد، و به روش کیفی و از طریق کدگذاری مورد تحلیل قرار گرفت. بنابراین نظرات شرکتکنندگان براساس بخشهای مختلف تفکیک شد و در مرحله بعد محتوای آن در ارتباط با تأیید، تجربیات مشابه، نقد و یا پیشنهادات، کدگذاری شد.یافتهها: نظرات معلمین باتجربه در خصوص دو بخش روشهای استفاده از محرک؛ و همینطور شرایط تأثیرگذار دراستفاده از آنها مورد تحلیل قرار گرفت. شرکتکنندگان ضمن تأیید موضوعات مربوط به انواع محرک و تکلیف طراحی، تجربیات متعددی در خصوص برداشت صحیح از انواع محرک ارائه نمودند. در بخش دوم، در ارتباط با تأثیر سطح دانشجو و نوع مسأله طراحی، ضمن تأیید نقش این دو عامل، برخی از معلمین نقدها و پیشنهاداتی به دستهبندی موضوع داشتند.نتیجهگیری: نتایج حاصل از مرور همقطاران علاوه بر تأیید شیوههای استفاده از محرکهای بصری، روشهایی ارائه میکند که میتواند اثربخشی از محرکهای بصری را در آموزش طراحی بالا ببرد. همچنین معلمین باتجربه نقدها و پیشنهاداتی نسبت به برخی موضوعات داشتند. بهطور مثال محرکی که تشابه بیشتری با مسأله طراحی دارد؛ تأثیر بیشتری نسبت به تصاویری دارد که تشابه کمتری با مسأله طراحی دارد و یا هنگام استفاده از ترسیمات مبهم مربوط به طراحان باتجربه، باید به این نکته توجه داشت که آنها چگونه از ترسیماتشان استفاده میکنند و طی چه فرایندی آن ترسیمات تبدیل به ایده نهایی میشود و این موضوع لازم است به دانشجویان آموزش داده شود. همچنین تقسیم مسائل به فرمی و عملکردی ابهاماتی دارد و باید از روشهای دیگر برای تقسیم مسائل استفاده نمود. نتایج حاصل از تحلیل نظرات معلمین با تجربه میتواند علاوه بر توسعه موضوع، برای پژوهشهای بعدی استفاده شود.