ارزیابی ارتباط آموزش و کار حرفهای در رشته معماری
نویسندگان
1 گروه معماری، دانشکده معماری و شهرسازی، دانشگاه هنر اصفهان، اصفهان، ایران
2 گروه معماری، دانشکده معماری و شهرسازی، دانشگاه هنر اصفهان، اصفهان، ایران
doi
10.22061/tej.2020.6535.2412چکیده
پیشینه و اهداف: توانایی فضایی به دلیل کاربرد آن در زندگی روزمره و جایگاه آن در علوم و مهندسی اهمیتی ویژه دارد. در دهههای اخیر مطالعات زیادی در مورد توانایی فضایی در حوزه آموزش ریاضی صورت گرفته است. بخشی از این مطالعات در حوزهی ریاضیات مدرسهای بوده و در آن بر اهمیت جایگاه توانایی فضایی در فرآیند آموزش ریاضی مدرسهای تأکید شدهاست. البته لازم به ذکر است که تعداد پژوهش های مرتبط با آموزش ریاضی در کشور ایران چندان زیاد نیست و بیشتر پژوهشها در حیطه روانشناسی انجام شده است. در اسناد آموزشی نظیر سند اصول و استانداردهای ریاضیات مدرسهای نیز به این نکته اشاره شده است که دانشآموزان باید انواع بازنماییهای تجسمی را در تحلیل مسألهها و موضوعات ریاضی بهکار ببرند. تعاریف متعدد و متنوعی از توانایی فضایی ارائه شده و برای توصیف آن، از عبارات مختلفی نظیر تفکر تجسمی، تفکر شهودی و توانایی بصری استفاده شده است. همچنین برای توضیح ماهیت آن، عوامل و مؤلفههای گوناگونی بر شمرده شده است. هدف پژوهش حاضر، بررسی توانایی فضایی در دانشآموزان، با ملاحظه جنسیت، رشته و پایه تحصیلی آنان و با توجه به عاملهای تجسم فضایی، دورانذهنی و جهتیابی فضایی است.روشها: روش این مطالعه روش پیمایشی است و شرکتکنندگان آن، 901 دانشآموز متوسطه دوم از شهرستان شهریار هستند که در سال تحصیلی 97-1396 در پایه دهم و یازدهم در دو رشته ریاضی و تجربی مشغول به تحصیل بودهاند. ابزار پژوهش، آزمونی محققساخته است که روایی صوری و محتوایی آن توسط تعدادی از اساتید آموزش ریاضی و نیز معلمان ریاضی، تأیید شد و معیار آلفای کُرونباخ با مقدار تقریبی 83/0، مؤید پایایی آن میباشد. به منظور تجزیه و تحلیل دادهها از آمار توصیفی (میانگین و انحراف استاندارد) و آمار استنباطی (t مستقل) استفاده شد.یافتهها: یافتههای این مطالعه حاکی از تفاوت معنادار بین عملکرد دانشآموزان دختر و پسر در حوزه تواناییفضایی است. بهعلاوه دانشآموزان رشته ریاضی نسبت به دانشآموزان رشته تجربی و نیز دانشآموزان پایه یازدهم نسبت به پایه دهم بهشکل معناداری عملکرد قویتری داشتهاند. این تفاوت با توجه به آموزش ضمنی که در پایههای تحصیلی و در پایه دهم و یازدهم اتفاق میافتد و نیز دروسی که دانشآموزان دوره یازدهم تا زمان اجرای آزمون در درس هندسه گذراندهاند، قابل توجیه است. این یافتهها نشان میدهند که رشد توانایی فضایی به آموزش وابسته است و با توجه به جایگاه آن در زندگی روزمره و حرفهای نیازمند توجه بیشتری در ریاضیات مدرسهای است. یافتههای کیفی این مطالعه حاکی از آن است که تکالیف مرتبط با توانایی فضایی، بستری مناسب برای پرورش تفکر ریاضی و فرآیند های ریاضی نظیر حل مسأله، استدلال و اثبات است. به هر ترتیب به نظر میرسد آموزش و افزایش پایه تحصیلی بر رشد توانایی فضایی و بهبود عملکرد حل مسأله دانشآموزان تأثیری انکار ناپذیر دارد.نتیجهگیری: هرچند رویکرد حل مسأله در کتابهای درسی ریاضی ایران در دهه اخیر بهطور آشکاری حضور خود را تثبیت کرده است؛ اما مطالعات چندانی در مورد جایگاه و نقش توانایی فضایی در آموزش فرآیند حل مسأله ریاضی انجام نشده است و عرصه آموزش ریاضی مدرسهای نیازمند به پژوهشهای بیشتری در مورد توانایی فضایی در سطوح مختلف مانند برنامههای درسی، آموزش معلمان و یاددهی و یادگیری ریاضی است. یافتههای این پژوهش میتواند در تغییر و تقویت راهبردها، فرایندهای آموزشی، برنامهریزی درسی و ابزارهای آموزشی مناسب برای بهبود تجسم فضایی دانشآموزان، کارآمد باشد.