فلسفۀ استعلایی فنّاوری برنارد استیگلر بر فراز تعیّنگری متقابل فنّاوری و پداگوژی
نویسندگان
1 استادیارگروه مبانی فلسفی و اجتماعی آموزشوپرورش، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
2 کارشناسی ارشد تاریخ و فلسفۀ آموزشوپرورش، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
doi
10.22067/fedu.2025.89200.1361چکیده
مقالۀ حاضر با تکیه بر فلسفۀ استعلایی فنّاوری برنارد استیگلر، به واکاوی دو دیدگاه عمده در مناسبات پداگوژی و فنّاوری یعنی تعیّنگری فنّاوری و تعیّنگری پداگوژی میپردازد. رویارویی و نوسان میان این دو قطب علاوه بر این که طیفی از واکنشها از پذیرایی و شیفتگی تا شکآوری نسبت به فنّاوریهای نوظهور را برانگیخته، نظام آموزشی ایران را در اتّخاذ رویکردی مناسب دچار آشفتگی ساخته است. این نوشتار نخست با رویکردی انتقادی به تحلیل بنیادها و نقد بازنمایی و حضور هرکدام از این دو قطب در عرصۀ تربیت پرداخته، سپس با رویکردی اشتقاقی به صورتبندی رهیافتهایی بر اساس فلسفۀ استیگلر برای تعامل این دو قطب با هم میپردازد. ایدۀ اصلی استیگلر برخاسته از چهارچوبی که به طور عمده حاصل تلفیق مضامین پدیدارشناسانه و پساساختارگرایانه است، همآفرینی فارماکولوژیکال فنّاوری و پداگوژی است. پیوندهای سهگانه میان انسان و فن، میان تخنه، فرونسیس و اپیستمه و میان اندیشۀ تربیتی پساندیش و پیشاندیش دربارۀ فناوری نیز این ایده را توضیح میدهند. در پایان نیز الهامبخشیهایی در تناظر با هرکدام از این مؤلّفهها برای نوعی مواجهۀ بدیل میان فناوری و پداگوژی بر فراز تعیّنگری متقابل این دو، پیشنهاد شدهاند.