نگاهی انتقادی به روایت عدالت در نظام سیاستگذاری آموزشی ایران
نویسندگان
1 دانشیار گروه علوم تربیتی، دانشکده علوم انسانی و اجتماعی، دانشگاه مازندران، بابلسر، ایران
2 دانشآموخته رشته تاریخ و فلسفه آموزش و پرورش، دانشکده علوم انسانی و اجتماعی، دانشگاه مازندران. بابلسر، ایران.
doi
10.22067/fedu.2025.90566.1385چکیده
این مقاله برای پاسخ به دو مساله نگاشته شده است: نخست، بررسی روایت عدالت اجتماعی و تربیتی در بعضی از اسناد آموزشی ایران پس از انقلاب؛ و دوم، تحلیل چالشهایی که از این روایت حاصل آمده است. برای انجام این کار از روش تحلیلی برای روشن شدن مفاهیم و گزارهها، و روش انتقادی برای سنجش روایتها و پیامدهای آنها استفاده شده است. منابع مورد مطالعه شامل اسناد سه گانه آموزشی یعنی، "مبانی نظری تحول بنیادی نظام آموزش و پرورش"، "سند برنامه درسی ملی " و "سند تحول بنیادی آموزش و پرورش ایران" و سایر منابع مستقیم و یا غیرمستقیم در اختیار پژوهشگر، بوده است. در چهارچوب نظری، سه روایت کلان عدالت "نظم کیهانی"، "الهیاتی" و "عرفی" مورد بررسی قرار گرفته است. یافتههای مطالعه نشان میدهد که سندنویسان بر پایه روایتی الهیاتی کوشیدهاند تا عدالت اجتماعی و تربیتی را با آموزههای دینی سازگار نموده و تفسیری درون دینی از آن ارائه دهند. با این حال، به نظر میرسد چنین خوانشی در پاسخگویی به مطالبات متکثر و گوناگون ذینفعان و کنشگران آموزشی با چالشهایی مواجه است. در کانون این چالشها مطالبه رفع تبعیض آموزشی قرار دارد. به نظر میرسد که برای حل این مخاطرات نیازمند توجه به روایت یا روایت های دیگری از عدالت هستیم.