جایگاه و رسالت دانش جغرافیا در ادبیّات نوین برنامهریزی شهری و منطقهای با تأکید بر ایران
نویسندگان
1 استادیار گروه جغرافیا و برنامهریزی شهری، دانشگاه تربیت مدرّس
2 کارشناس ارشد جغرافیا و برنامهریزی شهری، دانشگاه تربیت مدرّس
doi
10.22059/jhgr.2012.24978چکیده
ادبیّات برنامهریزی شهری و منطقهای بهگونهی قابل توجّهی تغییر یافته است و لازم است رشتههای مرتبط با آن جایگاه منطبق با این تحوّلات را مشخّص کنند. پژوهش پیشرو با بهکارگیری رهیافت جغرافیا بهعنوان علم ناحیهای، شبکهای از مفاهیم مرتبط را برای تشریح نقش جغرافیا در برنامهریزی با تأکید بر ایران پیشنهاد میکند. این نوشتار با بهرهگیری از منابع کتابخانهای موجود و روش نظری در سه بخش اصلی شامل فلسفه و هدف دانش جغرافیا بهعنوان علم ناحیهای، نگرشهای نوین در برنامهریزی و ارتباط بین جغرافیا و برنامهریزی شهری و منطقهای با تأکید بر ایران، سازماندهی شد. پژوهش حاضر با این فرض که در ادبیّات برنامهریزی به روششناسی عملی مشارکت در برنامهریزی توجّه اندکی شده است، رویکرد پژوهش در هنگام عمل را بهعنوان یک روش کارا در کشور مورد تأکید قرار میدهد که در آن نقش فرایندهای یادگیری با تجربههای فردی و جمعی دربارهی ناحیهای معیّن و استفاده از برنامههای آموزشی در هنگام عمل مورد تأکید است تا از این راه ظرفیت فردی و جمعی برای مشارکت و تولید دانش جمعی افزایش یابد. جغرافیای ناحیهای با این فرض که تقلیل کرهی زمین به بخشهای گاز، مایع و جامد انتزاعی است، جایگاه ویژهی جغرافیا را مطالعهی واقعیّت درهمتنیدهی عناصر ناهمسان میداند و بر این باور است، هیچکس حق ندارد بدون تخصّصیابی در درک روابط میان عناصر ناهمسان یک ناحیه خود را جغرافیدان بنامد. با این سنّت، جغرافیدان بیش از هر رشتهی مرتبط با برنامهریزی دارای درک جامع از روابط میان عناصر متعدّد تا بدانجا است که برای انسان ساکن در یک ناحیه اهمّیّت دارد و با افزایش درک جامع مردم از محیط و ایجاد تفاهم بر سر منافع جمعی، دارای نقش اصلی در عملی ساختن رویکرد پژوهش در هنگام عمل و برنامهریزی مشارکتی از راه آموزش و یادگیری برپایهی تجربه است.