فلسفه تعلیم و تربیت برای صلح: پیوند پداگوژی کلاسی و رهبری جهانی
نویسندگان
1 استاد فلسفه تعلیم و تربیت، دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران
doi
10.22067/fedu.2025.46534چکیده
این مقاله فلسفه آموزش را به عنوان ابزاری برای ترویج صلح از طریق برقراری پیوند میان روشهای آموزشی در کلاس و رهبری جهانی بررسی میکند. این مقاله بر ظرفیت ذاتی انسانی برای «مراقبت از دیگری» تأکید میکند و از پرورش همدلی، همبستگی و پروا برای مواجهه با چالشهای اجتماعی و جهانی حمایت میکند. با استفاده از بینشهای فلسفی از چهرههایی مانند مولوی، اینشتین و لائو تسه، این مقاله بین صلح درونی—آرامش شخصی که از طریق تفکر به دست میآید—و صلح بیرونی که شامل هماهنگی اجتماعی و عدالت است، تفاوت قائل میشود و بر ارتباط متقابل این ابعاد و ارتباط آنها با آموزش تأکید میکند. نقش فیلسوفان آموزشی در سطح خرد و کلان مورد بررسی قرار میگیرد و تأکید میشود که آنها بر فراگیران، سیاستگذاران و ساختارهای اجتماعی تأثیر میگذارند. آموزش صلح به عنوان ابزاری تحولآفرین برای پرورش مهارتهای انتقادی مانند مذاکره و همدلی در دانشآموزان معرفی میشود. این مقاله همچنین به چالشهای جهانی میپردازد و از فیلسوفان آموزشی میخواهد که به طور فعال در دیپلماسی و تغییر سیستم برای ترویج صلح مشارکت کنند. مشارکت فیلسوفان تربیتی این گفتمان را غنی میکند و دیدگاههایی در مورد حمایت، اخلاق، تاریخ و محدودیتهای آموزش صلح ارائه میدهد. این بینشها به طور جمعی ظرفیت آموزش را به عنوان بستری برای تحول اجتماعی و هماهنگی جهانی برجسته میکنند.