نقش فیلسوفان تعلیم و تربیت در جهانی پرتلاطم: «هوش بوم شناختی» به مثابه مشارکت پژوهشگران فلسفی در صلح جهانی
نویسندگان
1 استاد مدعو برجسته، دانشگاه تسینگهوا و استاد ممتاز، دانشگاه ایلینوی، ایالات متحده آمریکا
2 استاد حوزه علمیه خراسان رضوی، مشهد، ایران
doi
10.22067/fedu.2025.46536چکیده
فلسفههای صلح جهانی را میتوان بهعنوان هدفی تکاملی برای هوشیاری بیشتر در نظر گرفت—هدفی که ابعاد فردی، اجتماعی، ملی و بینالمللی هستی انسانی را در یک شبکهی بههمپیوستهی حیات متحد میسازد. این چشمانداز بهدنبال حذف تمامی اشکال خشونت فردی و اجتماعی است و جوهری معنوی را پرورش میدهد که در «هوش بومشناختیِ» متعالی ریشه دارد. چنین هوشی از بیداری فلسفی و علمی نسبت به فرایندهای طبیعی، تنوع زیستی، و آگاهی سیارهای پدید میآید. این هوش، درکی را ترویج میکند که مبتنی بر معرفتشناسی مشترکِ سیستمهای طبیعی و مصنوعیِ پیچیده است (از جمله: پیچیدگی، هستیشناسی رابطهمند، خودسازمانیابی، غیرخطیبودن، بازخورد، یادگیری انطباقی، دانش توزیعی، مقیاسپذیری و نقدپذیری). ظهور این آگاهی که در فلسفهٔ تعلیم و تربیت (اعم از بومشناسی و صلح) نقشی اساسی دارد، راهی پیشروی بشریت میگذارد تا آموزش را با اهداف صلح، عدالت و پایداری در جهانی پرتلاطم همراستا سازد. «فلسفهٔ زمین نو»، که از ویتگنشتاین الهام گرفته و بر پایهٔ درک علمی و فلسفیِ معاصر استوار است، در پی یافتن راهحلهای عملی برای مسائل واقعیِ «پس از آخرالزمان» است—راهحلهایی که با مفهوم «با-هم-بودن» و زایش آگاهی سیارهای پیوند دارند.