تعارض در رویکردهای استراتژیک قدرتهای منطقهای و فرامنطقهای به مسائل امنیّتی قفقاز جنوبی
نویسندگان
1 دانشیار دانشکدهی جغرافیا، دانشگاه تهران
2 کارشناس ارشد جغرافیای سیاسی، دانشکدهی جغرافیا، دانشگاه تهران
doi
10.22059/jhgr.2012.24980چکیده
تدبیر سیاسی در عرصهی سیاست خارجی، چونان بازی شطرنجی میماند که در آن فرآیند شناخت، تجزیه و تحلیل و گمانهزنی اقدام بازیگران، از اهمّیّت بهسزایی برخوردار است. بر این اساس استراتژی بهمثابه طرحی کلان برای ارتقای جایگاه بازیگر در معادلات استراتژیک با استفاده از مجموع توان ملّی، موضوعیّت مییابد. از این دیدگاه، جهان سیاست عرصهی ظهور و برخورد استراتژیها در ابعاد مختلف امنیّتی، سیاسی، اقتصادی و نظامی ارزیابی میشود. بهطور مسلّم پس از فروپاشی اتّحاد جماهیر شوروی و شکلگیری واحدهای سیاسی مستقل در حوزهی قفقاز جنوبی، هر یک از قدرتهای منطقهای و فرامنطقهای برای دستیابی به منافع استراتژیک و گسترش حوزهی نفوذ خود به این منطقه رویکردهای استراتژیکی متنوّع و گاه متضادی را در پیش گرفتند که این رویکردها مسائل امنیّتی قفقاز جنوبی را بهشدّت تحت تأثیر قرار دادند. نگارندگان مقالهی پیشرو، ضمن تشریح رویکرد استراتژیک قدرتهای منطقهای و فرامنطقهای به مسائل امنیّتی قفقاز جنوبی، این پرسش را مطرح کردهاند که رویکرد استراتژیک قدرتهای منطقهای و فرامنطقهای چه تأثیری بر مسائل امنیّتی حوزهی قفقاز جنوبی برجای گذاشته است؟ گمان میرود رویکرد قدرتها بر تشدید تهدیدهای امنیّتی در منطقه نقش اساسی داشته است. این پژوهش میکوشد تا با روش توصیفی ـ تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانهای و بررسی اسناد و مدارک به پرسش فوق پاسخ دهد. در پایان با توجّه به ماهیت متفاوت و متعارض رویکردهای استراتژیک قدرتها، ما به جای این که شاهد منطقهای باثبات و امنیّت بالا باشیم که در آن یک الگوی واحد امنیّتی وجود دارد، شاهد تشدید تهدیدهای امنیّتی در موضوعات استراتژیک این منطقه هستیم.