تأثیر مداخلات آموزشی مبتنی بر الگوهای بدیعه‌پردازی و 5E در عملکرد تحصیلی هندسه دانش‌آموزان

نویسندگان

1 گروه ریاضی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم وتحقیقات، تهران، ایران

2 گروه ریاضی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم وتحقیقات، تهران، ایران

3 گروه ریاضی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم وتحقیقات، تهران، ایران

4 گروه آمار، دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم وتحقیقات، تهران، ایران

5 گروه ریاضی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم وتحقیقات، تهران، ایران

doi
10.22061/tej.2020.5931.2307
چکیده

پیشینه و اهداف: تربیت افراد خلا‌ق یکی از اهداف مهم نظام‌های آموزشی است. بی شک به‌کارگیری الگوهای آموزشی متناسب با محتوای آموزشی، فراهم‌کننده بستر مناسبی جهت تحقق این هدف است. الگوهای بدیعه‌پردازی و 5E منجر به افزایش خلاقیت دانش‌آموزان می‌گردند. در الگوی بدیعه‌پردازی فرد تلاش می‌کند تا با دید تازه‌ای به مسأله بنگرد و آن را به وسیله قیاس و تشبیه به مساله‌ای آشنا تبدیل کند. در الگوی 5E فراگیر از طریق شرکت در فعالیت‌های متنوع به کشف روابط، راه حل‌ها و مفاهیم نایل می‌شود. هدف تحقیق حاضر بررسی تأثیر مداخلات آموزشی مبتنی بر الگوهای بدیعه‌پردازی و 5E در عملکرد تحصیلی هندسه دانش‌آموزان پایه نهم است.روش‌ها‌: روش پژوهش نیمه آزمایشی بوده که در آن از طرح پیش آزمون، پس آزمون با گروه کنترل استفاده شده است. از جامعه آماری دانش‌آموزان دختر پایه نهم دبیرستان دولتی شهر تهران، 3 کلاس پایه نهم به روش نمونه‌گیری در دسترس، هر کلاس شامل 30 نفر دانش‌آموز به عنوان نمونه انتخاب شدند. سپس دو کلاس به صورت تصادفی به عنوان گروه‌های آزمایشی بدیعه‌پردازی و 5E و یک کلاس به عنوان گروه کنترل انتخاب شد. ابزار گردآوری داده‌ها شامل آزمون‌های عملکرد محقق ساخته، متناسب با الگوهای بدیعه‌پردازی و 5E بود که پایایی و روایی این آزمون‌ها فقط برای گروه 5E بررسی شد و نتایج آن برای گروه‌های بدیعه‌پردازی و 5E تعمیم داده شد. به منظور جمع‌آوری داده‌ها در ابتدا پیش آزمون‌های عملکرد مبتنی بر مفاهیم پایه‌ای هندسی مورد نظر برای گروه‌های بدیعه‌پردازی، 5E و کنترل اجرا شد. سپس محتوای درسی مبتنی بر الگوهای بدیعه‌پردازی و 5E و روش سنتی برای گروه‌های بدیعه‌پردازی، 5E و کنترل، در 8 جلسه 60 دقیقه‌ای در پنج هفته متوالی توسط محقق اجرا شد. در انتها پس آزمون‌های عملکرد محقق ساخته مبتنی بر مفاهیم هندسی تدریس شده برای گروه‌های بدیعه‌پردازی، 5E و کنترل اجرا شد. جهت تجزیه و تحلیل داده‌ها از روش‌های آمار توصیفی شامل میانگین و انحراف معیار و در بخش آمار استنباطی از آزمون‌های کلوموگروف اسمیرنف (جهت بررسی نرمال بودن داده‌ها) و آزمون آنوا توسط نرم افزار آماری Spss استفاده شد.یافته‌ها: نتایج پژوهش در بخش آمار توصیفی نشان داد که اختلاف میانگین بین پیش آزمون پس آزمون‌های عملکرد گروه‌های بدیعه‌پردازی با 37/2 نمره و 5E با 61/3 نمره نسبت به گروه کنترل با 42/0 نمره از افزایش قابل توجهی برخوردار است. همچنین در بخش آمار استنباطی نتایج آزمون آنوا برای پیش آزمون‌های گروه‌های بدیعه‌پردازی، 5E و کنترل حاکی از آن است که سطح علمی دانش‌آموزان گروه‌های بدیعه‌پردازی، 5E و کنترل یکسان است (05/0<963/0). نتایج آزمون آنوا برای پس آزمون‌های گروه‌های بدیعه‌پردازی، 5E و کنترل نشان داد که آموزش مبتنی بر الگو‌های بدیعه‌پردازی، 5E بر عملکرد دانش‌آموزان پایه نهم در درس هندسه تأثیر مثبت دارد (00/0<05/0).نتیجه‌گیری: کاربرد الگوهای بدیعه‌پردازی و 5E منجر به بهبود عملکرد دانش‌آموزان گردیده است؛ لذا باید تأکید سیستم آموزشی بر استفاده از روش‌هایی باشد که هدفشان افزایش تعامل و همکاری بین دانش‌آموزان است؛ لذا پیشنهاد می‌شود آموزش‌های لازم جهت آشنایی و کاربرد شیوه‌های تدریس فعال مانند استفاده از الگوهای بدیعه‌پردازی، بایبی و ... در برنامه درسی معلمان تربیت‌معلم و دانشکده‌ها گنجانده شود. همچنین محتوای کتاب‌های درسی براساس شیوه‌های تدریس فعال، به‌صورتی که این روش‌ها قابل آموزش و اجرا باشند، سازماندهی شود. این پژوهش با محدودیت‌هایی همراه بوده که ممکن است در تعمیم‌پذیری یافته‌های پژوهش تأثیرگذار باشند. از آنجاکه امکان کنترل متغیر‌های مزاحمی چون هوش و جنسیت برای محقق وجود ندارد؛ این متغیر‌ها تا حدودی در نتایج تأثیرگذارند. همچنین به‌دلیل محدودیت‌های زمانی و مکانی و صدور مجوزهای لازم، این پژوهش فقط در بین دانش‌آموزان دختر پایه نهم انجام شد. طبیعی است افزایش نمونه منجر به نتایج دقیق‌تری خواهد شد.