آموزش صلح

نویسندگان

1 استاد، دانشگاه کریستیان-آلبرشت کیل، مؤسسه پداگوژی: بخش پداگوژی عمومی، آلمان

doi
10.22067/fedu.2025.46541
چکیده

آنگاه که مسائل اجتماعی، بحران‌های جهانی یا مناقشات نظامی به‌ظاهر غیرقابل‌حل به نظر می‌رسد،  تعلیم و تربیت اغلب به‌عنوان نوش‌دارو  برای آن‌ها تلقی می‌شود. با این حال، چنین رویکردی با انتظارات بیش از حد از نظام آموزشی همراه است، زیرا در عرصه تعلیم و تربیت، هیچ پیوستار اخلاقی وجود ندارد که نیات نیک را مستقیماً به نتایج نیکو پیوند دهد. آموزش صلح، مستلزم محیط‌های اجتماعی باثبات و ساختارهای سازمانیقابل اتکاست تا تعاملات آموزشی بتوانند در این بسترها به نحو اثربخشی  تکوین یابند. به‌ویژه در روزگاری که تصاویر جنگ و خشونت به‌شدت ذهن‌ها را تسخیر می‌کنند، به‌آسانی ممکن است فراموش کنیم که هم‌زمان در بسیاری از مناطق جهان، برنامه‌های مرتبط با آموزش صلح با تعهدی ستودنی و در قالب‌های متنوعی در حال انجام است. در همه مفاهیم (آموزشی) مرتبط با اینتلاش‌های تربیتی، همواره کوشش بر این است که سه عنصر با هم آمیخته شود:  دانش،  عواطف و نسبت فرد با رفتار خویش. در منطقِ تربیتی، دسترسیِ مستقیم به آگاهیِ یادگیرنده ناممکن است. اگرچه هیچ تضمینی وجود ندارد که آموزشِ صلح  اثربخشی دارد، اما می‌دانیم که تعلیم و تربیت به‌طور کلی کارآمد است.