مطالعهای پدیدارشناسانه فرآیند کسب شایستگی فناورانه معلمان ایران با هدف ارائه یک مدل بومی
نویسندگان
1 گروه علوم تربیتی ، دانشکده علوم انسانی، واحد تبریز، دانشگاه آزاد اسلامی ، تبریز، ایران
2 گروه علوم تربیتی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه آزاد اسلامی، ارومیه، ایران
3 گروه مدیریت آموزشی، دانشکده علوم انسانی، واحد تبریز، دانشگاه آزاد اسلامی، تبریز، ایران
doi
10.22061/tej.2020.6046.2326چکیده
پیشینه و اهداف: پژوهشهای انجام شده در موضوع کاربست فناوری اطلاعات و ارتباطات در فعالیتهای کلاس درس، نشان داده است که تلاشهای صورت گرفته و هزینههای کلان مصرف شده در راستای توانمندسازی مهارتهای رایانهای معلمان، نتوانسته است تحولات مورد نظر را در نقش و فعالیت معلمان در مدارس ایجاد کند. از اینرو، هدف پژوهش حاضر مطالعهی پدیدارشناسانه فرآیند کسب شایستگی فناورانه معلمان ایران با هدف ارائه یک مدل بومی است.روشها: این پژوهش کیفی از نوع پدیدارشناسی است؛ چراکه برای دستیابی به اهداف تحقیق از تجارب زیسته معلمان در دستیابی به شایستگی فناورانه در کلاس درس استفاده شده است. جامعه آماری این پژوهش کیفی، تمام معلمان آموزشوپرورش شهرستان ارومیه است؛ با روش نمونهگیری غیر احتمالی هدفمند و ملاحظه کردن ویژگیهای مورد نظر در انتخاب نمونه، و قاعده اشباع نظری، با 22 نفر از معلمان (13 زن و 9 مرد) مصاحبه شد. مشارکتکنندگان در مدارس دولتی، هیئتامنایی، هوشمند، غیرانتفاعی و روستایی (17 مدرسه مختلف) مشغول بودند. ابزار گردآوری دادهها مصاحبه بود. دو تکنیک ضبط صدا و یادداشتبرداری (با تأکید بر ضبط صدا) برای روش گردآوری دادهها استفاده گردید و طرح انجام مصاحبه، مصاحبه نیمه ساختاریافته است. برای تجزیهوتحلیل دادهها از رویکرد چهار مرحلهای گیورگی (1970) در کدگذاری مصاحبهها استفاده گردید. انجام فرآیند کدگذاری در نرمافزار MAXQDA10 انجام گرفت.یافتهها: یافتههای تحلیل کیفی حاکی از آن بود که فرآیند کسب شایستگی معلمان را میتوان در پنج مؤلفه یا گام دستهبندی نمود که شامل مؤلفههای 1) ایجاد انگیزه/رغبت/علاقه در معلمان شامل زیرمولفههای: «تغییر در دریافتی معلمان»، «تاثیرگذاری روی جایگاه معلمان»، «ایجاد احساس نیاز»، «دسته بندی معلمان بر اساس دانش پیشین»، «توجه به زمان بندی برگزاری دوره ها»، «تغییر نوع نگاه به شغل معلمی»، و «انتخاب استاد مناسب»؛ 2) برنامهریزی، شامل زیر مولفههای «سطح بندی معلمان (نیازسنجی)»، «تعیین برنامه درسی (سرفصلهای آموزشی)»، «تعیین استاد مناسب»، «تعیین مکان مناسب» و «تعیین زمان مناسبم؛ 3) «شروع فرآیند یادگیری» شامل زیر مولفههای «آموزش سخت افزارها»، «آموزش نرم افزارها»، «آموزش مساله گشایانه»، «آموزش سواد اطلاعاتی»، «تسهیل دسترسی به منابع آموزشی» و «حمایت و پشتیبانی»؛ 4) پیادهسازی فرایند یادگیری شامل زیر مولفههای «دوره های آماده سازی بدو خدمت»، «دورههای آموزشی ضمن خدمت»، «دوره های تخصصی مدارس» و «دوره های آموزشی بیرون از مدارس»؛ و 5) «نهادینه ساختن شایستگی فناوری» شامل زیر مولفههای «آموزش مسئله گشایانه»، «نهادینه ساختن همکاری بین معلمان» و «نهادینه ساختن دوره های پیگیری آموزش ها و یادگیری» است.نتیجه گیری: این مدل با نگاه به نیازهای معلمان، شرایط و ساختار اداری آموزشوپرورش، امکانات مدارس، وضعیت برگزاری دورهها، همکاری بین معلمان و غیره ارائه شده است. در این مدل سعی شده است تمام عوامل تأثیرگذار در فرآیند کسب شایستگی فناوری معلم مطمح نظر قرار گرفته و هر کدام از آنها بر اساس محتوای مصاحبهها در گام مربوطه ملاحظه شود. این مؤلفهها یا گامها هر چند ساختاری سلسله مراتبطی و مرحله به مرحلهای میتوانند داشته باشند ولی در بسیاری از مواقع قابلیت بازگشت و شروع از مرحله قبلی نیز میتوانند دارا باشند. امید است این مدل که مبتنی بر واقعیت زیسته موجود معلمان در ایران بنا نهاده شده استِ، گامی در راستای توسعه الگویی مناسب برای سازمان آموزشوپرورش و دیگر سازمانها در زمینه کسب شایستگی فناوری کارکنان باشد.