تأثیر درس‌افزار الکترونیکی مبتنی بر مغز بر عملکرد حل مسأله و انگیزش دانش‌آموزان در درس برنامه‌نویسی کامپیوتر

نویسندگان

1 گروه علوم تربیتی، دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران

2 گروه علوم تربیتی، دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران

3 گروه علوم تربیتی، دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران

4 گروه علوم تربیتی، دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران

doi
10.22061/jte.2019.4661.2106
چکیده

پیشینه و اهداف: رشد سریع علم و فناوری و به دنبال آن ظهور یادگیری الکترونیکی آموزش را متحول ساخته است. همچنین در این دوران آگاهی از چگونگی عملکرد مغز در حین یادگیری، تأثیرات مهمی در آموزش و پرورش به دنبال داشته است. آموزشگران به دنبال یافتن روش­هایی برای بهره­گیری هرچه بیشتر از امکانات مبتنی بر فناوری و یافته­های جدید علوم اعصاب تربیتی در جهت یادگیری بهینه به ویژه در دروس دشواری چون برنامه­نویسیکامپیوتر هستند که با فرایند حل مسأله همراه است. این پژوهش با هدف بررسی تأثیر درس­افزار الکترونیکی طراحی شده بر اساس اصول یادگیری مبتنی بر مغز بر عملکرد حل مسأله و انگیزش دانش­آموزان در درس برنامه­نویسی کامپیوتر انجام گرفت.روش‌ها‌: این پژوهش از نوع نیمه آزمایشی بوده و با طرح پیش­آزمون-پس­آزمون با گروه کنترل انجام شد. در این پژوهش نمونه‌گیری به روش خوشه­ای انجام شد و به این ترتیب 60 نفر از دانش­آموزان دختر پایه یازدهم ‏رشته­ها­ی کامپیوتر هنرستان‌های کاردانش شهر اصفهان برای شرکت در پژوهش انتخاب شدند. شرکت کنندگان  به طور تصادفی در 3 گروه 20 نفره آزمایش ، کنترل1 و کنترل2 قرار گرفتند. یک مطالعه کتابخانه­ای به منظور گردآوری راهبردهای یادگیری مبتنی بر مغز صورت گرفت. بر اساس اهداف درس و راهبردهای حاصل از اصول یادگیری مبتنی بر مغز یک درس افزار الکترونیکی توسط محقق و تیم متخصص طراحی و ساخته شد. روایی این درس­افزار توسط متخصصان مورد تأیید قرار گرفت. از خرده مقیاس­های انگیزش درونی و بیرونی پرسشنامه پینتریچ و همکاران و همچنین یک آزمون حل مسأله برنامه­نویسی معلم ساخته به عنوان ابزار گردآوری داده­ها استفاده شد.‏ این ابزارها قبل و بعد از آموزش در هر سه گروه به عنوان پیش­آزمون و پس­آزمون مورد استفاده قرار گرفتند. محتوای یکسان از درس برنامه نویسی کامپیوتر در هر سه گروه آموزش داده شد. در گروه ‏آزمایشی علاوه بر روش مرسوم، از درس‌افزار الکترونیکی ساخته شده بر اساس راهبردهای یادگیری مبتنی بر مغز استفاده گردید. در گروه کنترل اول در کنار آموزش مرسوم، یک درس­افزار الکترونیکی غیر مبتنی بر مغز به کار رفت. گروه کنترل دوم هم فقط به روش مرسوم آموزش دیدند.یافته ­ها: داده­های تحقیق با استفاده از تحلیل کوواریانس یک متغیری بر روی نمرات آزمون عملکرد حل مسأله و تحلیل کوواریانس چند متغیری برروی نمرات انگیزش درونی و بیرونی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد که عملکرد دانش­آموزان گروه آزمایش درحل مسائل برنامه­نویسی کامپیوتر نسبت به گروه کنترل1 و گروه کنترل2 به طور معنا داری (05/0>P) بهتر بوده است. همچنین انگیزش بیرونی گروه آزمایش به طور معنا داری (05/0>P) نسبت به گروه کنترل اول بیشتر بوده است. بر اساس این یافته­ها استفاده از درس­افزار غیر مبتنی بر مغز به طور معنا داری (05/0>P) باعث کاهش انگیزش بیرونی دانش آموزان گروه کنترل2، نسبت به گروه کنترل1 شده است.نتیجه‌ گیری: استفاده از درس­افزار الکترونیکی طراحی شده بر اساس اصول یادگیری مبتنی بر مغز، تأثیر قابل توجهی در افزایش توانایی دانش­آموزان در حل مسأله برنامه­نویسی کامپیوتر دارد. همچنین به­کارگیری اصول یادگیری مبتنی بر مغز در طراحی درس­افزارهای الکترونیکی باعث می­شود در حین یادگیری، کاربران این درس­افزارها، انگیزش بیرونی بیشتری نسبت به کاربران درس­افزارهای معمولی داشته باشند.