تأثیر تدریس به شیوه بحث گروهی بر توانایی استدلال دانش‌آموزان در حل مسائل فیزیک

نویسندگان

1 گروه علوم تربیتی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه تربیت دبیر شهید رجایی، تهران، ایران

2 گروه علوم تربیتی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه تربیت دبیر شهید رجایی، تهران، ایران

3 گروه فیزیک، دانشکده علوم پایه، دانشگاه تربیت دبیر شهید رجایی، تهران، ایرانان

doi
10.22061/tej.2020.5614.2247
چکیده

پیشینه و اهداف: تعلیم و تربیت در دنیای امروز مفهومی متفاوت با گذشته دارد بنابرین بایددر نگرش و روش تدریس معلمان نیز تحولاتی ایجاد شود. امروزه آموزش علوم پایه از اهمیت ویژه ای برخوردار است و همین موضوع ایجاب می کند تا روش های جدید تدریس که باعث یادگیری بهتر این دروس از جمله فیزیک می شود به معلمان آموزش داده شود. تحقیقات زیادی نشان داده است که افزایش استدلال علمی باعث موفقیت در یادگیری دانش محتوا می‌شود. پس می‌توان به‌جای در نظر گرفتن چندین دوره آموزشی فیزیک برای یادگیری دانش محتوا، با روش‌های نوین آموزشی مهارت‌های ویژه‌ای ازجمله استدلال را در دانش‌آموزان و دانشجویان ایجاد کرد تا آن‌ها به‌صورت خودجوش به یادگیری بیشتر پرداخته و خود را با توسعه و پیشرفت علم و فناوری هم گام سازند. روابط بین روش‌های آموزشی و توسعه استدلال علمی به‌طور گسترده مورد مطالعه قرار گرفته و نشان داده است که روش آموزش فعال، توانایی‌های استدلال علمی را ارتقا می‌دهد. تدریس به شیوه بحث گروهی یکی از روش‌های آموزش فراگیر محور است که با استفاده از این شیوه، فراگیران فعالانه در مباحث شرکت نموده و به آنان فرصت داده می‌شود تا نظرات و تجربیات خود را با دیگران در میان بگذارند. در این مقاله به بررسی تأثیر آموزش مبتنی بر گفتمان با شیوه­ی بحث‌های گروهی بر توانایی استدلال علمی دانش‌آموزان در درس فیزیک پرداخته شده است.روش‌ها‌: این پژوهش، نیمه آزمایشی از نوع پیش‌آزمون- پس‌آزمون با گروه گواه است. جامعه آماری کلیه دانش‌آموزان دختر پایه دهم دوره دوم متوسطه شهر اصفهان در سال تحصیلی 2017 – 2018 می‌باشند. نمونه این پژوهش با روش نمونه‌گیری خوشه‌ای چند مرحله‌ای انتخاب شد. ابزار اندازه‌گیری، آزمون سنجش توانایی استدلال علمی دانش‌آموزان در درس فیزیک به‌صورت محقق ساخته با پایایی 76/ . است که با استفاده از نظر اساتید با تجربه در حوزه­ی آموزش فیزیک، سؤالات آن روایابی محتوایی شد.هر سؤال به‌صورت چهار گزینه‌ای طراحی و از دانش‌آموزان خواسته شد برای انتخاب گزینه موردنظر دلیل خود را به‌صورت تشریحی بنویسند تا نوع استدلال آن‌ها بیشتر مورد بررسی قرار بگیرد. برای دادن امتیاز از مدل میازاکی (2000) که شامل چهار سطح مختلف استدلال در ریاضی است، استفاده شده است. در این پژوهش نمره کل هر دانش‌آموز به‌عنوان سطح توانایی استدلال فیزیکی او در نظر گرفته شده است. از آنجایی که پاسخ به سؤالات به‌صورت تشریحی خواسته شده است، برای کاهش اثر قضاوت مدرس نیز از آلفای کرونباخ برای مصححان استفاده شد که مقدار 82/0 به دست آمد.یافته‌ها: در بخش آمار توصیفی متغیرهای مورد مطالعه با استفاده از جداول شاخص‌های آماری، میانگین و انحراف معیار و در بخش آمار استنباطی فرضیه‌های پژوهش با استفاده از تحلیل کوواریانس و ضریب همبستگی پیرسون مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج به­دست ‌آمده نشان داد که توانایی استدلال فیزیکی و استدلال استنتاجی دانش‌آموزان گروه آزمایشی نسبت به گروه گواه بیشتر است، ولی آموزش به شیوه‌ی بحث‌های گروهی تغییر چندانی در میزان استدلال استقرایی دانش‌آموزان ایجاد نکرده است.نتیجه‌گیری: طبق یافته‌های پژوهش، مشاهده شد بین توانایی استدلال استنتاجی و استقرایی دانش‌آموزان در هر دو گروه آزمایش و گواه رابطه­ی معنادار و معکوس وجود دارد، بدین معنی که با افزایش توانایی استدلال استنتاجی، دانش‌آموزان برای پاسخ به سؤالات، از استدلال استقرایی کمتر استفاده می‌کنند. بنابراین آموزش به شیوه­ی بحث گروهی توانسته است، بر توانایی استدلال دانش‌آموزان در پاسخ‌گویی به سؤالات فیزیک تأثیر مثبت داشته باشد.